نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢٠٣ - ٣ - در گفتار آن حضرت عليه السّلام است (در زيان زد و خورد)
پاييز اوّل زمستان است و ابرهاى پراكنده در آن هنگام بزودى بهم مىپيوندند).
۲ و في حديثه عليه السلام هَذَا الْخَطِيبُ الشَّحْشَحُ.
٢ - در گفتار آن حضرت عليه السّلام است (كه در آن صعصعة ابن صوحان عبدىّ را «كه از بزرگواران و خواصّ و نيكان اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام است» مىستايد)
(١) اين خطبه خوان ماهر و زيرك (سيّد رضىّ «رحمه اللّه» فرمايد:) (از لفظ شحشح) شخص ماهر و زيرك و استاد در خطبه خواندن و تواناى در اداى سخن رسا را خواسته است، و هر تند گذر در سخن و رفتار را شحشح گويند، و شحشح در غير اين مقام بمعنى بخيل و زفت آمده كه از بخشش خوددارى مىنمايد (ابن ابى الحديد در اينجا مىنويسد: صعصعه را فخر و سرفرازى همين بس كه مانند علىّ عليه السّلام او را به مهارت و استادى و فصاحت زبان و توانائى بر سخن بستايد).
۳ و في حديثه عليه السلام إِنَّ لِلْخُصُومَةِ قُحَماً.
٣ - در گفتار آن حضرت عليه السّلام است (در زيان زد و خورد)
(١) نزاع و زد و خورد را رنجها