نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢٥٦ - ٣٥٨ - امام عليه السّلام (در باره علم با عمل) فرموده است
٣٥٦.وَ قَالَ (علیه السلام) :لَا تَسْأَلْ عَمَّا لَا يَكُونُ فَفِی الَّذِی قَدْ كَانَ لَكَ شُغْلٌ .
٣٥٦ - امام عليه السّلام (در باره پرسش بيهوده) فرموده است
(١) مپرس از آنچه واقع نمىشود (مانند مسائل فرضيّه كه در آن بحث ميكنند) كه در آنچه هست (مانند احكام شرعيّه و امور زندگى) براى تو شغل و كارى است (كه بايد بآن بپردازى).
٣٥٧.وَ قَالَ (علیه السلام) :الْفِكْرُ مِرْآةٌ صَافِيَةٌ وَ الِاعْتِبَارُ مُنْذِرٌ نَاصِحٌ وَ كَفَى أَدَباً لِنَفْسِكَ تَجَنُّبُكَ مَا كَرِهْتَهُ لِغَيْرِكَ .
٣٥٧ - امام عليه السّلام (در ترغيب به بعضى از صفات پسنديده) فرموده است
(١) انديشه آيينه صاف و روشن است (كه پايان كار در آن ديده ميشود) ٢- و عبرت گرفتن (از روزگار) ترساننده پند دهنده است، ٣- و بس است ادب و آراستگى ترا به دورى نمودن از آنچه (زشتى) براى ديگرى دوست ندارى.
٣٥٨.وَ قَالَ (علیه السلام) :الْعِلْمُ مَقْرُونٌ بِالْعَمَلِ فَمَنْ عَلِمَ عَمِلَ وَ الْعِلْمُ يَهْتِفُ بِالْعَمَلِ فَإِنْ أَجَابَهُ وَ إِلَّا ارْتَحَلَ عَنْهُ .
٣٥٨ - امام عليه السّلام (در باره علم با عمل) فرموده است
(١) علم بسته بعمل است پس هر كه دانست عمل كرد (و گر نه در حقيقت ندانسته است) و علم عمل را نداء ميكند (بسوى خود دعوت مىنمايد) اگر (دعوت) آنرا پذيرفت از آن علم سود برده ميشود و گر نه علم از عمل دور مىگردد (از آن علم سودى نمىرسد چنانكه از نادانى سود بدست نمىآيد پس اين علم با جهل در سود ندادن يكسان است).
٣٥٩.وَ قَالَ (علیه السلام) :أَيُّهَا النَّاسُ مَتَاعُ الدُّنْيَا حُطَامٌ مُوبِئٌ فَتَجَنَّبُوا مَرْعَاةً قُلْعَتُهَا أَحْظَى مِنْ طُمَأْنِینَتِهَا وَ بُلْغَتُهَا أَزْكَى مِنْ