نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢٧٧ - ٤٠٠ - امام عليه السّلام (در باره غلبه حقّ بر باطل) فرموده است
مغيرة را بخود گزار (به سخنانش اعتناء مكن) زيرا او از دين نگرفته و نياموخته مگر چيزى كه دنيا را باو نزديك كرده است (چيزيكه بدرد دنيايش مىخورد) و با قصد (دانسته) بر خود مشتبه ساخته تا شبهات (نادرستيهايى كه بحقّ و درست مانند) را بهانه خطاها و لغزشهايش قرار دهد (خلاصه بدين معتقد نيست پس بحث در اينگونه شبهات براى آنست كه كفر و نفاقش فاش نشود و امر دنيايش منظّم باشد).
٣٩٨.وَ قَالَ (علیه السلام) :مَا أَحْسَنَ تَوَاضُعَ الْأَغْنِيَاءِ لِلْفُقَرَاءِ طَلَباً لِمَا عِنْدَ اللَّهِ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ تِیهُ الْفُقَرَاءِ عَلَى الْأَغْنِيَاءِ اتِّكَالًا عَلَى اللَّهِ
٣٩٨ - امام عليه السّلام (در ترغيب به توكّل و اعتماد بخدا) فرموده است
(١) چه نيكو است فروتنى توانگران با درويشان براى بدست آوردن پاداشى كه نزد خدا مىباشد، و نيكوتر از آن بىاعتنائى و سرفرازى درويشان است با توانگران بجهت اعتماد بخدا (چون اين كار بزرگترين دليل است بر كمال يقين و باور بخدا، زيرا بسبب سرفرازى خود با توانگر طمع و آز بغير خدا و خوف و ترس از غير او را از بين برده و در نوميدى سخت شكيبا گشته و هيچيك از اينها در فروتنى توانگر نيست).
٣٩٩.وَ قَالَ (علیه السلام) :مَا اسْتَوْدَعَ اللَّهُ امْرَأً عَقْلًا إِلَّا لِيَسْتَنْقِذَهُ بِهِ يَوْماً مَا .
٣٩٩ - امام عليه السّلام (در باره سود خرد) فرموده است
(١) خداوند عقل را در مردى وديعه ننهاده (نبخشيده) مگر آنكه او را با آن يكى از روزها (با چارهسازى آن از فتنه و تباهى دنيا يا بوسيله طاعت و بندگى از گرفتارى آخرت) رهائى دهد.
٤٠٠.وَ قَالَ (علیه السلام) :مَنْ صَارَعَ الْحَقَّ صَرَعَهُ .
٤٠٠ - امام عليه السّلام (در باره غلبه حقّ بر باطل) فرموده است
(١) هر كه با حقّ در آويزد (زد و خورد نموده بخواهد آنرا از بين ببرد) حقّ او را بخاك افكند (نابود سازد، زيرا خداوند يار حقّ است و كسيرا توانائى