نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢٠٧ - ٥ - در گفتار آن حضرت عليه السّلام است (در باره ايمان)
چهارم در آيد و آن هنگام مىرسد بحدّى كه ممكن است سوار شدن بر پشت او و خوب راندنش در رفتار، و حقائق نيز جمع حقّه است و بازگشت هر دو روايت (نصّ الحقائق و نصّ الحقاق) بيك معنى است، و اين (كه ما بيان كرديم) بطريقه و روش عرب شبيهتر است از معنى كه اوّل بيان شد.
۵ و في حديثه عليه السلام إِنَّ الْإِيمَانَ يَبْدُو لُمْظَةً فِي الْقَلْبِ كُلَّمَا ازْدَادَ الْإِيمَانُ ازْدَادَتِ اللُّمْظَةُ.
و اللمظة مثل النكتة أو نحوها من البياض و منه قيل فرس ألمظ إذا كان بجحفلته شيء من البياض
٥ - در گفتار آن حضرت عليه السّلام است (در باره ايمان)
(١) ايمان در دل چون نقطه سفيدى پيدا ميشود هر چند ايمان افزون شود آن نقطه سفيد فزونى مىگيرد. (سيّد رضىّ «رحمه اللّه» فرمايد:) لمظة چون نقطه يا مانند آنست از سفيدى، و از اين معنى است كه گفته شده:
فرس ألمظ هرگاه بلب زيرين اسب خال سفيدى باشد (ابن ابى الحديد در اينجا مىنويسد: ابو عبيد گفته: در اين حديث حجّت و دليل است بر كسيكه انكار كرده و درست نمىداند كه ايمان زياده و كم ميشود، نمىبينى كه در اين حديث هست هرگاه ايمان زياده شود آن نقطه سفيد افزون گردد؟ و لكن طريحىّ «رحمه اللّه» صاحب كتاب مجمع البحرين در لغت لمظ پس از نقل اين حديث مىنويسد: قوله الإيمان يبدو لمظة، تقدير آن علامة الإيمان است يعنى نشانه ايمان مانند نقطه سفيد در دل كسيكه در اوّلين بار ايمان آورده هويدا مىگردد، پس چون به زبان اقرار و اعتراف نمود آن نقطه زياده ميشود، و چون بجوارح عمل صالح و كار نيك انجام داد آن نقطه افزونى يابد و همچنين «يعنى هرگاه مثلا بدنيا و كالاى آن دل نبست باز آن نقطه زيادهتر گردد» پس ناچار مضاف يعنى علامت و نشانه را در تقدير مىگيريم، زيرا ايمان همان تصديق بخدا و رسول او است در همه اوامر و نواهى و در آن زياده شدن و فزونى يافتن تصوّر نمىشود).
۶ و في حديثه عليه السلام إِنَّ الرَّجُلَ إِذَا كَانَ لَهُ الدَّيْن