نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٠٩٤ - ١٦ - امام عليه السّلام (در اعتماد نداشتن بتدبير و پايان بينى) فرموده است
نعمتها بشما رسيد پس باز مانده آنرا با كمى شكر و سپاس دور نسازيد (به اندك نعمتى كه رسيديد سپاسگزارى كنيد تا به بسيارى از آن برسيد، خداوند در قرآن كريم س ١٤ ى ٧ مىفرمايد: وَ إِذْ تَأَذَّنَ، رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ يعنى اگر شكر نعمت بجا آوريد نعمت را براى شما مىافزايم، و اگر ناسپاسى كنيد هر آينه عذاب من سخت است «كه گرفتار آن خواهيد شد»).
۱۴ وَ قَالَ عليه السلام مَنْ ضَيَّعَهُ الْأَقْرَبُ أُتِيحَ لَهُ الْأَبْعَدُ.
١٤ - امام عليه السّلام (در اينكه خداوند بىياران را كمك ميكند) فرموده است
(١) كسيرا كه خويشان بسيار نزديك (مانند برادر و عمو و دائى) رها كنند بيگانه بسيار دور براى (يارى و كمك) او خواهد رسيد (خداوند كسانى را مىگمارد كه او را تنها نگذارند).
۱۵ وَ قَالَ عليه السلام مَا كُلُّ مَفْتُونٍ يُعَاتَب
١٥ - امام عليه السّلام (در باره گرفتاران) فرموده است
(١) هر گرفتار فتنه و بلائى را نبايد سرزنش نمود (زيرا بسا شخص از روى اضطرار و ناچارى گرفتار شده پس سرزنش نمودن او روا نبود چون سودى ندارد، بلكه بايستى او را كمك و يارى نمود يا در بارهاش دعا كرد تا از آن رهائى يابد).
۱۶ وَ قَالَ عليه السلام تَذِلُّ الْأُمُورُ لِلْمَقَادِيرِ حَتَّى يَكُونَ الْحَتْفُ فِي التَّدْبِيرِ.
١٦ - امام عليه السّلام (در اعتماد نداشتن بتدبير و پايان بينى) فرموده است
(١)- كارها رام و پيرو احكام قضا و قدر است بطوريكه (گاهى) تباهى در تدبير و پايان بينى مىباشد (چون انسان بمصالح و مفاسد و اسرار و رازهاى قضاء و قدر آگاه نيست نبايستى بتدبير و انديشه خود دلبستگى داشته باشد چه بسا تدبير و انديشه سبب تباهى مىگردد).
۱۷ وَ سُئِلَ عليه السلام عَنْ قَوْلِ الرَّسُولِ - صلى الله عليه