نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١١٣٢ - ٩٩ - و جامه كهنه وصله دارى بر تن امام (عليه السّلام) ديدند پس در باره آن با آن حضرت گفتگو شد
(دوم) به پنهان داشتن آن تا (هنگام پاداش) آشكار شود (سوم) بشتاب در انجام آن تا (براى خواهنده) گوارا باشد.
۹۸ وَ قَالَ عليه السلام يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لاَ يُقَرَّبُ فِيهِ إِلاَّ الْمَاحِلُ وَ لاَ يُظَرَّفُ فِيهِ إِلاَّ الْفَاجِرُ وَ لاَ يُضَعَّفُ فِيهِ إِلاَّ الْمُنْصِفُ يَعُدُّونَ الصَّدَقَةَ فِيهِ غُرْماً وَ صِلَةَ الرَّحِمِ مَنّاً وَ الْعِبَادَةَ اسْتِطَالَةً عَلَى النَّاسِ فَعِنْدَ ذَلِكَ يَكُونُ السُّلْطَانُ بِمَشُورَةِ الْإِمَاءِ وَ إِمَارَةِ الصِّبْيَانِ وَ تَدْبِيرِ الْخِصْيَانِ.
٩٨ - امام عليه السّلام (در باره بعض پيشآمدها) فرموده است
(١) روزگارى براى مردم خواهد آمد كه در آن مقرّب نيست مگر سخن چين نزد پادشاه، و زيرك خوانده نشود مگر بدكار دروغگو، و ناتوان نشمارند مگر شخص با انصاف درستكار را، ٢- در آن زمان صدقه و انفاق در راه خدا را غرامت و تاوان (مالى كه به اكراه مىدهند) مىشمارند، و صله رحم و آمد و شد با خويشان را منّت مىنهند (مثلا مىگويد من هستم كه چنين و چنان كردم) و بندگى خدا را سبب فزونى بر مردم مىدانند! پس (نتيجه اين كردارهاى زشت آنست كه) در آن هنگام پادشاه (در فرمانروايى) به مشورت و كنگاش با كنيزان (زنهاى بى سر و پا) و حكمرانى كودكان (جوانان شهوتران بىتجربه) و انديشه خواجه سراها (مردان نالائق و پست) مىباشد (ابن ابى الحديد در شرح خود در اينجا مىنويسد: فرمايش امام عليه السّلام از جمله اخبار غيبىّ و يكى از آيات و معجزاتى است كه اختصاص به آن حضرت دارد).
۹۹ وَ قَدْ رُئِيَ عَلَيْهِ إِزَارٌ خَلَقٌ مَرْقُوعٌ فَقِيلَ لَهُ فِي ذَلِكَ فَقَالَ يَخْشَعُ لَهُ الْقَلْبُ وَ تَذِلُّ بِهِ النَّفْسُ وَ يَقْتَدِي بِهِ الْمُؤْمِنُونَ.
٩٩ - و جامه كهنه وصله دارى بر تن امام (عليه السّلام) ديدند پس در باره آن با آن حضرت گفتگو شد