نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١١٧١ - ١٧٥ - امام عليه السّلام (در باره ايستادگى خود در راه حقّ) فرموده است
۱۷۲ وَ قَالَ عليه السلام ثَمَرَةُ التَّفْرِيطِ النَّدَامَةُ وَ ثَمَرَةُ الْحَزْمِ السَّلاَمَة
١٧٢ - امام عليه السّلام (در باره دور انديشى) فرموده است
(١) نتيجه تقصير و كوتاهى (در امرى) پشيمانى است و سود احتياط و دور انديشى درستى (رهائى از زيان) است.
۱۷۳ وَ قَالَ عليه السلام لاَ خَيْرَ فِي الصُّمْتِ عَنِ الْحُكْمِ كَمَا أَنَّهُ لاَ خَيْرَ فِي الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ.
١٧٣ - امام عليه السّلام (در نكوهش بجا نگفتن و بيجا گفتن) فرموده است
(١) خير و نيكى نيست در خاموشى با حكمت و دانش (هنگاميكه بايد گفت) چنانكه نيكى نيست در گفتار با جهل و نادانى.
۱۷۴ وَ قَالَ عليه السلام مَا اخْتَلَفَتْ دَعْوَتَانِ إِلاَّ كَانَتْ إِحْدَاهُمَا ضَلاَلَةً.
١٧٤ - امام عليه السّلام (در اينكه راه راست يكى است) فرموده است
(١) دو خواندن به راهى (از دو كس) دو جور نگشت مگر آنكه يكى از آن دو گمراهى است (چون اگر هر دو بر حقّ و درست شد دو جور نمىشود، در قرآن كريم س ١٠ ى ٣٢ مىفرمايد: فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ يعنى پس از بيان حقّ و راستى چه باشد جز گمراهى).
۱۷۵ وَ قَالَ عليه السلام مَا شَكَكْتُ فِي الْحَقِّ مُذْ أُرِيتُهُ.
١٧٥ - امام عليه السّلام (در باره ايستادگى خود در راه حقّ) فرموده است
(١) شكّ و دو دلى در حقّ (اصول و فروع دين مقدّس اسلام) ننمودم از آن هنگام كه بآن نموده شدم (آنرا دانستم).