نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢١٦ - ٢٦٠ - امام عليه السّلام (در دوستى و دشمنى) فرموده است
«عليه الرّحمة» فرمايد:) ما آنچه را كه حضرت در پاسخ آن مرد فرمود در گذشته از اين باب (فرمايش سىام) بيان كردهايم و آن فرمايش آن بزرگوار است باينكه الإيمان على أربع شعب (دعائم) يعنى ايمان وابسته بر چهار شاخه (ستون) است.
۲۵۹ وَ قَالَ عليه السلام يَا ابْنَ آدَمَ لاَ تَحْمِلْ هَمَّ يَوْمِكَ الَّذِي لَمْ يَأْتِكَ عَلَى يَوْمِكَ الَّذِي قَدْ أَتَاكَ فَإِنَّهُ إِنْ يَكُ مِنْ عُمُرِكَ يَأْتِ اللَّهُ فِيهِ بِرِزْقِكَ.
٢٥٩ - امام عليه السّلام (در افسرده نشدن براى نيامده) فرموده است
(١) اى پسر آدم امروز براى (روزى) فردا اندوهگين مشو، زيرا اگر فردا از عمر تو باشد خدا روزى ترا در آن مىرساند (پس سزاوار آنست كه كوشش شخص در هر روز براى همان روز باشد نه آنكه براى روزهاى نيامده جان بسر شود).
۲۶۰ وَ قَالَ عليه السلام أَحْبِبْ حَبِيبَكَ هَوْناً مَا عَسَى أَنْ يَكُونَ بَغِيضَكَ يَوْماً مَا وَ أَبْغِضْ بَغِيضَكَ هَوْناً مَا عَسَى أَنْ يَكُونَ حَبِيبَكَ يَوْماً مَا.
٢٦٠ - امام عليه السّلام (در دوستى و دشمنى) فرموده است
(١) دوست خود را دوست دار به اندازهاى كه تجاوز در آن نباشد (او را بر همه اسرار آگاه مساز) شايد روزى از روزها دشمنت گردد (و پشيمان شوى) ٢- و دشمنت را دشمن دار از روى ميانه روى (پرده درى مكن) شايد روزى از روزها دوستت گردد (و شرمنده و افسرده شوى).
۲۶۱ وَ قَالَ عليه السلام النَّاسُ فِي الدُّنْيَا عَامِلاَنِ عَامِلٌ عَمِلَ فِي الدُّنْيَا لِلدُّنْيَا قَدْ شَغَلَتْهُ دُنْيَاهُ عَنْ آخِرَتِه