نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢٩٨ - ٤٥٦ - امام عليه السّلام (در باره از بين رفتن دولت بنى اميّه) فرموده است
۴۵۵ وَ قَالَ عليه السلام الدُّنْيَا خُلِقَتْ لِغَيْرِهَا وَ لَمْ تُخْلَقْ لِنَفْسِهَا.
٤٥٥ - امام عليه السّلام (در باره دنيا) فرموده است
(١) دنيا براى ديگرى آفريده شده است، و براى خود آفريده نشده است (دنيا راهى است بآخرت كه بايد آدمى در آن بندگى كند تا پاداش يابد نه آنكه هميشگى باشد كه فقط در آن خوش بگذراند).
٤٥٦ -وَ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ:إِنَّلِبَنِي أُمَيَّةَمِرْوَداً يَجْرُونَ فِيهِ وَ لَوْ قَدِ اخْتَلَفُوا فِيمَا بَيْنَهُمْ ثُمَّ كَادَتْهُمُ الضِّبَاعُ لَغَلَبَتْهُمْ.
قالالرضي: و المرود هنا مفعل من الإرواد و هو الإمهال و الإظهار و هذا من أفصح الكلام و أغربه فكأنه عليه السلام شبه المهلة التي هم فيها بالمضمار الذي يجرون فيه إلى الغاية فإذا بلغوا منقطعها انتقض نظامهم بعدها.
٤٥٦ - امام عليه السّلام (در باره از بين رفتن دولت بنى اميّه) فرموده است
(١) بنى اميّه را زمان مهلت و ميدان فرصتى است كه (اسب سلطنت و پادشاهى را) در آن مىرانند، و چون در خلافت و سلطنت بينشان اختلاف و زد و خورد افتد پس گفتارها (فرومايگان) آنها را فريب داده بر آنها تسلّط يابند (ابن ابى الحديد در اينجا مىنويسد: اين فرمايش خبر صريحى است از غيب داده و انقراض سلطنت بنى اميّه بدست ابو مسلم بود و او در اوّل كار خود ناتوانترين و بىچيزترين مردم بود. سيّد رضىّ «رحمه اللّه» فرمايد:) مرود در اينجا (اسم مفعول) از إرواد و آن مهلت و فرصت دادن و بر وزن مفعل است، و اين از رساترين و شگفتترين سخن مىباشد، گويا آن حضرت عليه السّلام زمان مهلتى را كه ايشان در آنند تشبيه كرده به ميدانى كه تا پايان آن مىتازند و چون بپايان آن برسند رشته نظام و آراستگى كار ايشان بعد از آن گسيخته ميشود.