نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١١٩٢ - ٢٣٠ - امام عليه السّلام (در نكوهش زن) فرموده است
۲۲۸ وَ قَالَ عليه السلام وَ اللَّهِ لَدُنْيَاكُمْ هَذِهِ أَهْوَنُ فِي عَيْنِي مِنْ عِرَاقِ خِنْزِيرٍ فِي يَدِ مَجْذُومٍ.
٢٢٨ - امام عليه السّلام (در نكوهش دنيا) فرموده است
(١) بخدا سوگند اين دنياى شما در چشم من خوارتر و پستتر است از استخوان بىگوشت خوك كه در دست گرفتار به بيمارى خوره باشد (خوره دردى است كه موجب خوردن و از بين بردن گوشت و اعضاء شخص شود و آن بدترين بيماريها است، و اين فرمايش دليل است بر منتهى درجه بيزارى آن حضرت از دنيا، و كسيكه در حالات آن بزرگوار «هنگاميكه با پيغمبر اكرم بوده و وقتى كه گوشه نشينى اختيار نموده و زمانيكه بر حسب ظاهر بخلافت رسيده» انديشه نمايد براز اين سخن پى مىبرد).
۲۲۹ وَ قَالَ عليه السلام إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ.
٢٢٩ - امام عليه السّلام (در باره اقسام عبادت) فرموده است
(١) گروهى خدا را از روى رغبت (در ثواب و پاداش) بندگى ميكنند و اين عبادت بازرگانان است (كه سود داد و ستد را در نظر دارند) ٢- و گروهى خدا را از روى ترس بندگى مىنمايند و اين عبادت غلامان است (كه از بيم فرمان مولاشان را انجام مىدهند) ٣- و گروهى از روى سپاسگزارى خدا را بندگى ميكنند و اين عبادت آزادگان است (كه خدا را با معرفت و اخلاص عبادت نموده و نظرى ندارند جز آنكه او را شايسته عبادت و بندگى مىدانند).
۲۳۰ وَ قَالَ عليه السلام الْمَرْأَةُ شَرٌّ كُلُّهَا وَ شَرُّ مَا فِيهَا أَنَّهُ لاَ بُدَّ مِنْهَا.
٢٣٠ - امام عليه السّلام (در نكوهش زن) فرموده است
(١) همه چيز زن (احوال و صفاتش)