نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢٧٤ - ٣٩٢ - امام عليه السّلام (در باره آنچه اثر دارد و ندارد) فرموده است
برگزيده و نيك است نه پستى و خوارى، ٢- و به اندك راضى شدن خوب است نه نزديك رفتن و چاپلوسى كردن (از توانگران) ٣- و هر كه باو نشسته داده نشود (بى سعى و كوشش چيزى بدست نياورد) ايستاده هم داده نشود (با تلاش بسيار هم چيزى بدست نخواهد آورد، پس بايد در طلب و خواستن افراط ننمود و مرتكب فعل حرام نشد كه مقدّر خواهد رسيد) ٤- و روزگار دو روز است: روزى براى خوشى و كامرانى تو، و روزى براى سختى و ناكاميت، پس روزى كه براى خوشى تو بود در خوشى خود سركشى مكن (ناسپاس مباش) و روزى كه براى سختى تو بود شكيبا باش (بيتابى مكن و خود را پست مساز).
٣٩١.وَ قَالَ (علیه السلام) :إِنَّ لِلْوَلَدِ عَلَى الْوَالِدِ حَقّاً وَ إِنَّ لِلْوَالِدِ عَلَى الْوَلَدِ حَقّاً فَحَقُّ الْوَالِدِ عَلَى الْوَلَدِ أَنْ يُطِیعَهُ فِی كُلِّ شَيْ ءٍ إِلَّا فِی مَعْصِيَةِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ حَقُّ الْوَلَدِ عَلَى الْوَالِدِ أَنْ يُحَسِّنَ اسْمَهُ وَ يُحَسِّنَ أَدَبَهُ وَ يُعَلِّمَهُ الْقُرْآنَ .
٣٩١ - امام عليه السّلام (در باره حقّ پدر و فرزند بر يكديگر) فرموده است
(١) فرزند را بر پدر حقّى و پدر را بر فرزند حقّى است، ٢- حقّ پدر بر فرزند آنست كه پدر را در هر چيز مگر در نافرمانى از خداوند سبحان اطاعت و پيروى نمايد، ٣- و حقّ فرزند بر پدر آنست كه نام فرزند را نيكو قرار دهد (بنام يكى از معصومين عليهم السّلام يا يكى از فرزندان و خاندان آنها نام نهد) و او را با ادب و آراسته بار آورد، و قرآن را باو بياموزد.
٣٩٢.وَ قَالَ (علیه السلام) :الْعَيْنُ حَقٌّ وَ الرُّقَى حَقٌّ وَ السِّحْرُ حَقٌّ وَ الْفَأْلُ حَقٌّ وَ الطِّيَرَةُ لَيْسَتْ بِحَقٍّ وَ الْعَدْوَى لَيْسَتْ بِحَقٍّ وَ الطِّیبُ نُشْرَةٌ وَ الْعَسَلُ نُشْرَةٌ وَ الرُّكُوبُ نُشْرَةٌ وَ النَّظَرُ إِلَى الْخُضْرَةِ نُشْرَةٌ .
٣٩٢ - امام عليه السّلام (در باره آنچه اثر دارد و ندارد) فرموده است
(١) چشم زخم، افسونها، جادو، شگون و فال نيك (مانند آنكه بيمار از كسى يا سالم «اى تندرست» بشنود و توجّه نمايد باينكه همانطورى كه شنيده بهبودى