نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١١٦٢ - ١٤٢ - امام عليه السّلام به مردى كه از آن حضرت درخواست پند و اندرز نمود (در نكوهش خوهاى ناشايسته) فرمود
كراهت از مرگ شده، ٣- اگر بيمار شود (از بد رفتاريش) پشيمان گردد و چون تندرستى يابد آسوده و غافل ماند، هر گاه (از بيمارى) آسايش بيند خود پسند شود و چون گرفتار گردد نوميد و پژمرده شود، اگر بلاء و سختى برايش پيش آيد با نگرانى دعا و زارى نمايد، و چون راحتى و خوشى باو دست دهد از روى غرور و فريب (به كالاى دنيا از خدا) دورى گزيند، نفس (امّاره) بر او مسلّط است بآنچه (آمرزش گناهان كه) گمان دارد، و مسلّط نيست بآنچه (مرگ و عذاب جاويد كه) باور دارد، ٤- بر ديگرى به گناه به كمتر از گناه خود مىترسد (گناه او را بزرگ مىشمارد) و پاداش بيشتر از كردارش را براى خود اميدوار است (طاعت خويش را بزرگ مىپندارد) چون به توانگرى رسد شاد شده در فتنه و گمراهى افتد (پى هم گناه ميكند) و چون تنگدست گردد (از رحمت خدا) نوميد شده و (در عبادت و بندگى) سستى نمايد، و اگر طاعت و بندگى كند كوتاهى نمايد (درست انجام ندهد) و چون درخواست كند (از خدا حاجت طلبد) اصرار و كوشش دارد، اگر باو شهوت و خواهشى (آسايش و خوشى) رو آورد نافرمانى پيش گرفته توبه و بازگشت را پشت سر اندازد، و اگر باو اندوهى برسد از دستورهاى دين (شكيبائى و بردبارى و پناه بخدا بردن به هنگام سختى) دورى گزيند (براى مردم) ٥- عبرت و پند گرفتن از ديگران را بيان ميكند و خود عبرت نمىگيرد، و در اندرز دادن مىكوشد و خود پند پذير نيست، پس او به گفتار مىنازد و عمل و كردارش اندك است، در آنچه (دنيا و كالاى آن كه) فانى و نابود گردد كوشش مىنمايد و در آنچه (آخرت و آنچه در آنست كه) باقى و جاويد است سهل انگارى ميكند، غنيمت و سود (طاعت و بندگى خدا) به نظرش غرامت و تاوان مىآيد (زيان پندارد) و غرامت و تاوان (معصيت و نافرمانى) غنيمت و سود، از مرگ ترسان است و پيش از اينكه فرصت از دست برود (به اعمال صالحه و كردار خدا پسند) نمىشتابد، بزرگ مىشمارد از نافرمانى ديگرى معصيتى را كه بزرگتر از آنرا از خود خرد مىپندارد، و از بندگى خويش بسيار مىشمارد طاعتى را كه از ديگرى اندك داند، پس او بمردم سختگير است و بخود سهل انگار، ٦- بيهوده گوئى با توانگران را بيشتر دوست دارد از ياد خدا با تنگدستان، براى سود خود به زيان ديگرى حكم ميكند (اگر چه نادرست باشد) و براى سود ديگرى به زيان خود حكم نمىكند (اگر