نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١١٤٩ - ١٢٦ - امام عليه السّلام هنگاميكه شنيد مردى دنيا را نكوهش مى نمود (در ستودن دنيا) فرمود
وَ حَمِدَهَا آخَرُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ذَكَّرَتْهُمُ الدُّنْيَا فَتَذَكَّرُوا وَ حَدَّثَتْهُمْ فَصَدَّقُوا وَ وَعَظَتْهُمْ فَاتَّعَظُوا.
١٢٦ - امام عليه السّلام هنگاميكه شنيد مردى دنيا را نكوهش مىنمود (در ستودن دنيا) فرمود
(١) اى نكوهنده دنيا كه به نيرنگ او فريفته شدهاى و به ناراستيهايش گول مىخورى! آيا بدنيا فريفته شدهاى و آنرا نكوهش مىنمايى، تو بر آن جرم و گناه مىنهى يا دنيا بر تو جرم مىنهد؟ ٢- از كجا و چه وقت دنيا ترا سرگردان نمود، يا كى فريبت داد؟ آيا به جاهاى بر خاك افتادن پدرانت و پوسيده شدن آنها يا به خوابگاههاى مادرانت زير خاك؟ چه بسيار با دستهاى خود (به تنهايى براى بهبود درد بيمارانت) يارى نمودى، و چه بسيار با دستهايت (بيماران را) پرستارى كردى؟
براى آنان بهبودى طلبيدى، و (پس از تشخيص و بدست آوردن درد) از اطبّا فايده دارو پرسيدى، بامداد داروى تو ايشان را بىنياز نمىكرد (بهبودى نمىداد) و گريه (رنج) تو بر آنان سود نداشت، و ترس تو هيچيك از آنها را فائده نبخشيد، و در باره او به خواست خود نرسيدى (شفاء نيافت) و به توانائى خويش (بيمارى و مرگ را) از او دور ساختى! و دنيا او را (كه هر چند كوشش نمودى از چنگ مرگ نرست) براى تو سر مشق قرار داد، و هلاك شدن او را هلاك شدن تو (تا بدانى با تو آن خواهد كرد كه با او نمود) ٣- محقّقا دنيا سراى راستى است براى كسيكه (گفتار) آنرا باور دارد، و سراى ايمنى (از عذاب الهىّ) است براى كسيكه فهميد و آنچه را كه خبر داد دريافت، و سراى توانگرى است براى كسيكه از آن توشه بر دارد (پيرو خدا و رسول باشد) و سراى پند است براى كسيكه از آن پند گيرد، جاى عبادت و بندگى دوستان خدا (پرهيزكاران) و جاى نماز گزاردن (يا درود فرستادن و طلب آمرزش نمودن) فرشتگان خدا، و جاى فرود آمدن وحى (پيغام) خدا، و جاى بازرگانى دوستاران خدا است كه در آن رحمت و فضل (او را) بدست آورده و سودشان بهشت بود، ٤- پس كيست دنيا را نكوهش ميكند در حاليكه (مردم را) به دورى خود (از آنها) آگاه ساخت، و به جدائى خويش ندا داد، و خود و اهلش (مردم) را بفناء و نيست شدن خبر داد، پس براى ايشان به گرفتارى خود گرفتارى (آخرت) را نشان داد، و آنان را به شادى خويش به شادى (آخرت) آرزومند گردانيد؟! ٥- شب ميكند با تندرستى (كه شخص بر اثر آن در آسايش و خوشى است) و بامداد كند در سختى و اندوه براى ترغيب و خواستارى (طاعت