نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٣٠٢ - ٤٦٤ - امام عليه السّلام در دعائى كه بآن (از خدا) طلب باران مى نمود عرض كرد
آنست كه او را (بآنچه شايسته او نيست) متّهم نسازى (زيرا كار ناشايسته كردن يا از جهل و نادانى است، يا از ناچارى و نياز و خداوند از اين دو منزّه است).
٤٦٣ -وَ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ:لاَ خَيْرَ فِي الصَّمْتِ عَنِ الْحُكْمِ كَمَا أَنَّهُ لاَ خَيْرَ فِي الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ.
٤٦٣ - امام عليه السّلام (در نكوهش بجا نگفتن و بيجا گفتن) فرموده است
(١) لا خير فى الصّمت عن الحكم (تا آخر، اين فرمايش عينا همان فرمايش يك صد و هفتاد و سوم است كه ترجمه و شرحش گذشت).
٤٦٤ -وَ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ:فِي دُعَاءٍ اسْتَسْقَى بِهِ اللَّهُمَّ اسْقِنَا ذُلُلَ السَّحَابِ دُونَ صِعَابِهَا.
قالالرضي: و هذا من الكلام العجيب الفصاحة، و ذلك أنه عليه السلام شبه السحاب ذوات الرعود و البوارق و الرياح و الصواعق بالإبل الصعاب التي تقمص برحالها و تقص بركبانهاو شبه السحاب خالية من تلك الروائع بالإبل الذلل التي تحتلب طيعة و تقتعد مسمحة.
٤٦٤ - امام عليه السّلام در دعائى كه بآن (از خدا) طلب باران مىنمود عرض كرد
(١) خدايا ما را آب ده با ابرهاى رام گشته فرمانبر (ابرهاى باران دار مانند شتران رام بار كش) نه با ابرهاى سخت نافرمان (ابرهاى بىباران مانند شتران سركش كه بار نكشند. سيّد رضىّ «رحمه اللّه» فرمايد:) اين فرمايش از جمله سخنى است كه فصاحت و رسا بودنش شگفتآور است، و آن اينست كه امام عليه السّلام ابرهائى را كه داراى رعدها و صداهاى ترس آور و برقها و روشنيها و بادها