نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢٦٧ - ٣٧٢ امام عليه السّلام (در ناسازگارى دنيا) فرموده است
و قد مضى هذا الكلام فیما تقدم من هذا الباب إلا أنه هاهنا أوضح و أشرح فلذلك كررناه على القاعدة المقررة فی أول هذا الكتاب.
٣٧١ - امام عليه السّلام (در باره روزى) فرموده است
(١) روزى دو گونه است: روزى كه تو آنرا مىطلبى و روزى كه آن ترا مىطلبد كه اگر تو به سويش نروى به سويت خواهد آمد، ٢- پس اندوه سال خود را بر اندوه روز خويش بار مكن كه هر روزى ترا روزى در آن كافى است، پس اگر سال (كه غمّ روزى آنرا مىخورى) از عمر تو باشد خداوند تعالى در هر فردا كه نو شود زود بتو برساند روزى كه قسمت كرده است، و اگر سال از عمر تو نباشد چه كار دارى غمّ خورى براى چيزيكه برايت نيست، ٣- و هرگز به روزيت از تو جويايى پيشى نمىگيرد، و غلبه كنندهاى بر آن بتو دست نخواهد يافت (تا آنرا از چنگ بربايد) و هرگز آنچه برايت مقدّر شده كندى نخواهد نمود (بموقع خود مىرسد. سيّد رضىّ «عليه الرّحمة» فرمايد:) اين سخن (هر كس روزى مقدّرش خواهد رسيد) پيش از اين در اين باب گذشت (فرمايش دويست و پنجاه و نهم) ولى چون در اينجا واضحتر و مشروحتر بود دوباره آنرا بيان كرديم بنا بر قاعده و پايهاى كه در اوّل اين كتاب (صفحه بيستم) گذاشته شد.
٣٧٢.وَ قَالَ (علیه السلام) :رُبَّ مُسْتَقْبِلٍ يَوْماً لَيْسَ بِمُسْتَدْبِرِهِ وَ مَغْبُوطٍ فِی أَوَّلِ لَيْلِهِ قَامَتْ بَوَاكِیهِ فِی آخِرِهِ .
٣٧٢ امام عليه السّلام (در ناسازگارى دنيا) فرموده است
(١) بسا رو آورنده بروز كه پشت بر آن نكند (اجل او را بشب مهلت ندهد) ٢- و بسا كسيكه بر (خوشى) او غبطه بردند در اوّل شب و در آخرش گريه كنندگان بر او برخاستند (آرى سر شب تخت و تاج داشت و بامداد به زير خاك رفت، پس خردمند بدنيا و كالاى آن دل نبندد و دين خود و سعادت جاويدش را بآن نفروشد).
٣٧٣.وَ قَالَ (علیه السلام) :الْكَلَامُ فِی وِثَاقِكَ مَا لَمْ تَتَكَلَّمْ بِهِ فَإِذَا تَكَلَّمْتَ بِهِ صِرْتَ فِی وِثَاقِهِ فَاخْزُنْ لِسَانَكَ كَمَا تَخْزُنُ ذَهَبَكَ وَ