نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢٨٨ - ٤٢٥ - امام عليه السّلام (در باره بياد مرگ بودن) فرموده است
أَنَّهُ سَيَتْرُكُهُمْ وَ رَأَوُا اسْتِكْثَارَ غَيْرِهِمْ مِنْهَا اسْتِقْلَالًا وَ دَرَكَهُمْ لَهَا فَوْتاً أَعْدَاءُ مَا سَالَمَ النَّاسُ وَ سِلْمُ مَا عَادَى النَّاسُ بِهِمْ عُلِمَ الْكِتَابُ وَ بِهِ عَلِمُوا وَ بِهِمْ قَامَ الْكِتَابُ وَ بِهِ قَامُوا لَا يَرَوْنَ مَرْجُوّاً فَوْقَ مَا يَرْجُونَ وَ لَا مَخُوفاً فَوْقَ مَا يَخَافُونَ.
٤٢٤ - امام عليه السّلام (در باره پارهاى از خوهاى خدا دوستان) فرموده است
(١) دوستان خدا آنانند كه بباطن (نيست شدن) دنيا بنگرند هنگاميكه مردم بظاهر (زينت و آرايش) آن مىنگرند، و بپايان آن بپردازند (توشه سفر مرگ آماده نمايند) هنگاميكه مردم به امروز آن مىپردازند (در صدد بدست آوردن كالاى آنند) ٢ پس مىميرانند از دنيا آنچه را كه مىترسند ايشان را بميراند (از آنچه سبب عذاب و كيفر الهىّ است دورى مىنمايند) و رها ميكنند از آن آنچه را كه مىدانند ايشان را رها خواهد نمود (به كالاى آن دل نمىبندند چون مىدانند از ايشان جدا خواهد شد) و مىبينند كه بسيار بهره بردن ديگران از دنيا كم بهره بردن است (نسبت به بهره آخرت) و دريافتنشان دنيا را (موجب) از دست دادن (سعادت جاويد) است، ٣ ايشان دشمنند آنرا كه مردم با آن آشتى هستند و آشتى هستند آنرا كه مردم با آن دشمنند (از خواهش نفس دورى گزيده و در برابر آن ايستادگى مىنمايند) ٤ بسبب ايشان كتاب دانسته شد (مردم به احكام قرآن پى بردند) و با آن كتاب آنها شناختند، و بايشان كتاب بر جا ماند (از تغيير و تبديل و كم و زيادة شدن محفوظ ماند) و با آن كتاب آنها بر پا ماندند (آنچه داشتند از آن گرفتند) ٥ اميد و آرزويى بالاتر از اميدشان (پاداش خداوند سبحان) و ترسى بالاتر از ترسشان (كيفر الهىّ) نمىبينند.
٤٢٥.وَ قَالَ (علیه السلام) :اذْكُرُوا انْقِطَاعَ اللَّذَّاتِ وَ بَقَاءَ التَّبِعَاتِ.
٤٢٥ - امام عليه السّلام (در باره بياد مرگ بودن) فرموده است
(١) بياد داشته باشيد بريده شدن لذّتها و خوشيها و بر جا ماندن گناهان را (بياد مرگ باشيد كه با رسيدن آن خوشيهاى چند روزه از بين مىرود و كيفر گناهان همواره مىماند).