نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢٧٥ - ٣٩٤ - امام عليه السّلام به يكى از كسانيكه با آن حضرت سخن مى گفت در حاليكه سخنى بر زبان راند كه مانند او را از گفتن چنان سخن كوچك مى پنداشتند (در باره سخن بيجا) فرمود
خواهد يافت) حقّ است (هر يك اثر خود را مىبخشد) ٢- و فال بد و واگيرى بيمارى از شخصى بديگرى درست نيست (اثر ندارد) ٣- و بوى خوش و عسل و سوارى و نگاه كردن به سبزه افسونهائى هستند كه غمّها و اندوهها را مىزدايند و بيماران بآنها بهبودى مىيابند (اين فرمايش و فرمايش سيصد و هشتاد و پنج و سيصد و هشتاد و شش و سيصد و نود و يك در بيشتر از نسخ نهج البلاغه نيست ما آنها را از نسخه ابن ابى الحديد نقل نموديم).
٣٩٣.وَ قَالَ (علیه السلام) :مُقَارَبَةُ النَّاسِ فِی أَخْلَاقِهِمْ أَمْنٌ مِنْ غَوَائِلِهِمْ .
٣٩٣ - امام عليه السّلام (در باره همرنگ جماعت بودن) فرموده است
(١) نزديك شدن بمردم در اخلاقشان (مانند آنان در امر زندگانى رفتار نمودن موجب) ايمنى است از كينههاشان (چون كسيكه با مردم همرنگ باشد در امورى كه بر خلاف دين و مذهب نيست او را دوست داشته و كينهاش را در دل نمىگيرند).
٣٩٤.وَ قَالَ (علیه السلام) :لِبَعْضِ مُخَاطِبِیهِ وَ قَدْ تَكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ يُسْتَصْغَرُ مِثْلُهُ عَنْ قَوْلِ مِثْلِهَا لَقَدْ طِرْتَ شَكِیراً وَ هَدَرْتَ سَقْباً .
و الشكیر هاهنا أول ما ینبت من ریش الطائر قبل أن یقوى و یستحصف و السقب الصغیر من الإبل و لا یهدر إلا بعد أن یستفحل .
٣٩٤ - امام عليه السّلام به يكى از كسانيكه با آن حضرت سخن مىگفت در حاليكه سخنى بر زبان راند كه مانند او را از گفتن چنان سخن كوچك مىپنداشتند (در باره سخن بيجا) فرمود:
١- پرواز كردى پيش از پر در آوردن، و بانگ زدى هنگام بچه بودن (خلاصه ترا نمىرسيد كه چنين سخنى در محضر ما بگوئى، يا سزاوار نبود كه چون تويى اين سخن را بگويد. سيّد رضىّ «رحمه اللّه» فرمايد:) شكير در اينجا: اوّل پرى است كه در مرغ مىرويد پيش از آنكه قوّت يافته محكم گردد،