نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢٥٢ - ٣٤٧ (٣٣٤٧)- مردى از كار گردانان حضرت ساختمان بزرگى بنا كرد، پس امام عليه السّلام (در باره آشكار شدن دارائى) فرمود
چيست؟! (براى اصلاح حال دشمنان او كوشش مكن كه كمك بآنها مستلزم عذاب و كيفر است).
۳۴۵وَ قَالَ عليه السلام أَكْبَرُ الْعَيْبِ أَنْ تَعِيبَ مَا فِيكَ مِثْلُهُ.
٣٤٥ (٣٣٤٥)- امام عليه السّلام (در باره عيب جويى) فرموده است
(١) بزرگترين زشتى آنست كه زشت بدانى صفتى را كه مانند آن در تو باشد.
۳۴۶وَ هَنَّأَ بِحَضْرَتِهِ رَجُلٌ رَجُلاً بِغُلاَمٍ وُلِدَ لَهُ فَقَالَ لَهُ لِيُهْنِئْكَ الْفَارِسُ فَقَالَ عليه السلام لاَ تَقُلْ ذَلِكَ وَ لَكِنْ قُلْ شَكَرْتَ الْوَاهِبَ وَ بُورِكَ لَكَ فِي الْمَوْهُوبِ وَ بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ رُزِقْتَ بِرَّهُ.
٣٤٦ - در حضور حضرت مردى به مردى كه پسرى براى او بدنيا آمده بود به تهنئت گفت
ليهنئك الفارس يعنى فرزند سوار (يا دانا و زيرك) گوارايت باد (و اين جمله در جاهليّت شعار عرب بود كه در مبارك باد براى سوارى و كامرانى فرزند فال مىزدند) پس امام عليه السّلام فرمود(١) (در شادباش فرزند) چنين مگو، ولى بگو: خداوند بخشنده را سپاسگزار بوده و فرزند بخشيده شده بتو مبارك باد، و اين فرزند بكمال توانائى برسد، و از نيكوكارى او بهرهمند گردى.
۳۴۷وَ بَنَى رَجُلٌ مِنْ عُمَّالِهِ بِنَاءً فَخْماً فَقَالَ عليه السلام أَطْلَعَتِ الْوَرِقُ رُءُوسَهَا إِنَّ الْبِنَاءَ يَصِفُ لَكَ الْغِنَى.
٣٤٧ (٣٣٤٧)- مردى از كار گردانان حضرت ساختمان بزرگى بنا كرد، پس امام عليه السّلام (در باره آشكار شدن دارائى) فرمود
(١) درهمها (نقره سكّه دار) سرهاشان را آشكار كردند (آنها را كه پنهان مىداشتى فاش شد) ساختمان توانگرى ترا وصف ميكند (نشانه دارائى تو مىباشد).