یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٦ - آیه نور
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ٢٨٦
اینجا نکته دیگری در کار است و آن اینکه همه هدایتها به سوی مقصدهای فطری و طبیعی، از متفرعات و شئون هدایت به سوی حق است؛ همه چیز در عین جستجو از غایت جزئی، جوینده اوست و او غایة الغایات است. پس «او نور السموات و الارض است» به معنی این است که او هادی همه است و از آن جهت هادی همه است که غایة الغایات است و همه غایتها به او منتهی میشود و غایت بودن خود را از او به دست آوردهاند. پس ذات حق از آن جهت که ذات حق است و همه چیز از او و به سوی اوست هادی موجودات به غایات آنهاست، و این است که در ذیل او سخن از هدایت بهطور صریح آمده است: یهدی اللَّه لنوره من یشاء ... و در روایات هم «اللَّه نور السموات» به «اللَّه هادی اهل السموات» تفسیر شده است.
١٢. مَثَل قرآن: کمشکوة فیها مصباح ... از نظر کلی به دو نحو تفسیر شده است. یکی اینکه در تمثیل، خصوصیت مشکوة و مصباح و زجاجة منظور نیست، هدف ارائه این جهت است که جهان به منزله خانهای است که چراغی در حد اعلای روشنی در آن وجود دارد و آن چراغ نور خداست، پس نور خدا واضح و آشکار است و همه کس آن را میبیند. بنا بر این تفسیر، نور تمثیل همه جهان است. تفسیر دوم این است که هریک از مشکوة و مصباح و زجاجة اشاره به یک حقیقت خاص است. طبق این تفسیر، ممثلٌ له انسان است. در روایات، این تمثیل در مورد انسان پیاده شده است همچنان که بوعلی در اشارات و غزالی در رسالهای که در تفسیر این آیه- به نقل فخر رازی- نوشته است نیز آیه را در مورد انسان پیاده کرده است. ولی بوعلی- همانطور که مشرب فلسفه ایجاب میکند که جوهر انسان عقل است- هریک از مشکوة و زجاجة و مصباح و شجرة، یکاد زیتها یضیئ، نور علی نور و نار را بر عقل هیولایی، عقل بالملکه، عقل بالفعل، قوه فکر، قوه شریفه بالغه در حدس به حد اعلی، عقل بالمستفاد، عقل فعال حمل کرده است.
ولی غزالی مطلق ادراکات را در نظر گرفته است. از نظر غزالی