یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٣ - فلسفه نماز
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ٢٦٣
که لاتأخذه سنة و لا نوم مراقب ماست، همان لحظه خطر وقوع در گناه داریم. آن کس که فراموش نمیکند بندگی خود و الوهیت حق را و یک لحظه غفلت از این نظر برایش پیدا نمیشود، او معصوم است.
معنی عصمت جز توجه و تذکر یقینی و دائم نیست: و لقد همّت به و همّ بها لولا ان رأی برهان ربه.
فرق علی بن ابیطالب با دیگران این بود که او آنی فراموش نمیکرد که بنده است، ولی ما حتی در حالی که نماز میخوانیم غافلیم از اینکه بنده هستیم.
ما در نماز، اذان بلند میگوییم برای اعلام دیگران و اذان کوتاه میگوییم برای خودمان و همچنین مرد و زن اقامه میگوییم. آنگاه که میگوییم اللَّه اکبر، به خودمان خطاب کرده و تلقین میکنیم که بزرگی و عظمت هیچ چیزی نباید ما را مجذوب یا مرعوب کند [١]. او نه تنها بزرگتر از همه چیز است، بلکه بزرگتر است از اینکه بزرگی او و عظمت او به تصور آید: اکبر من ان یوصف.
ما آن وقتی که میگوییم «حی علی الصلوة» مخاطب، قلب خود ماست. آنگاه که میگوییم «حی علی الفلاح» به قلب و دل خود میگوییم: ای دل! به سوی نماز بیا، نماز کار بیهوده نیست، نماز زحمت نیست، نماز دریچه رستگاری و سعادت است، «حی علی خیر العمل» نماز بهترین اعمال است. حضور قلب یعنی غایب نبودن آن در نماز. نماز کلاسی است که معلم آن ما هستیم و شاگردش قلب ماست ولی از سر کلاس غایب میشود. اشتباه کرد آن کس که «حی علی خیر العمل» را از اذان و اقامه برداشت، به خیال اینکه مردم از جهاد رو برخواهند گردانید و به نماز رو خواهند آورد. او توجه نکرد که چرا چهل پنجاه هزار سرباز اسلام در آن روز دو امپراطور بزرگ جهان را شکست میدهند و قدرت مقاومت ناپذیر تشکیل دادهاند و هیچ
[١] انسان خواه ناخواه در طول زندگی به مظاهری از عظمت مادی یا معنوی درباره اشخاص یا اشیاء برمیخورد که مقهور آن عظمت میشود، ولی همیشه با جمله «اللَّه اکبر» همه آنها را در نظر خود کوچک میکند.