نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ١٠٩ - تقش عقل و وحي در تشريع
موضوع و مجراي آن انسان ؛ ملاك و مبناي آن فطرت و سعادت انسان است . اين ها مربوط به مقام ثبوت و نفس الامر است ؛ اما در مقام اثبات و سنجش اين كه چه حكم و قانوني با فطرت و سعادت انسان هماهنگ يا ناسازگار است ، عقل و وحي راه گشاي انسان هستند ؛ و بدين دليل است كه امام كاظم عليه السّلام فرموده است :
خداوند بر انسان دو حجت دارد : يكي حجت ظاهري كه پيامبران الهي و اوصياي معصوم آنان هستند ؛ و ديگري ، حجت باطني كه عقل است . [١]
اصول و مبادي معارف و احكام الهي از طريق عقل شناخته مي شود ، اما راه شناخت تفاصيل آنها وحي الهي است كه توسط پيامبران به بشر ابلاغ شده است .
بنابراين ، احكام ديني با مقياس عقل و وحي سنجيده مي شوند نه با مقياس عرف . عرف به خودي خود نه موضوعيت دارد و نه طريقيّت ؛ يعني نه مبناي تشريع است و نه معيار و مقياس آن ؛ مبناي تشريعْ فطرت آدمي ، و مقياس آن عقل و وحي است و اعتبار عرف با دو مقياس ياد شده سنجيده مي شود و ، به همين دليل ، عرفِ عصر رسالت در مواردي تخطئه و در مواردي نيز تأييد گرديده است كه در ذيل به چند نمونه اشاره مي كنيم :
- در عصر رسالت شراب خواري يك هنجار اجتماعي ( عرف ) شناخته مي شد ، ولي شريعت اسلام آن را مردود دانست .
- زن موجودي پست و فاقد حقوق انساني شناخته مي شد تا آنجا كه كشتن دختران امري معمولي و درست به شمار مي رفت ؛ اما شريعت اسلام براي زن شرافت و حقوق انساني قايل شد و كشتن دختران را با شدت تمام رد كرد [٢] و هشدار داد كه در قيامت در اين باره مورد بازخواست قرار خواهند گرفت : ( وَ اِذا المَوؤُدةُ سُئِلَتْ [٨] بِأَيّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ ) . [٣]
- درباره ي ازدواج در عصر جاهليت چند روش متعارف بود : يكي اين كه به صورت
[١] الاصول من الكافي ، ج ١ ، الكتاب العقل و الجهل ، ح ١٢ .
[٢] ( وَ لا تَقتُلُوا أولادَكُم مِن إملاقٍ ) ، سوره ي انعام ( ٦ ) ، آيه ي ١٥١ .
[٣] سوره ي تكوير ( ٨١ ) ، آيه ي ٨ – ٩ .