نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ٤٨ - فصل چهارم تكامل شخصيت نبوي و بسط شريعت
الهي تشريع گرديده است . در تشريع شرايع آسماني بيش از هر چيز قابليت ها و نيازهاي مردم در عصر پيامبران موردنظر بوده است . چنان كه در حديثي از امام سجاد عليه السلام آمده است كه چون خداوند مي دانست كه در آخر الزمان انسان هاي ژرف نگري خواهند آمد ، سوره ي توحيد و آيات نخست سوره ي حديد را نازل فرمود . [١]
اصولاً ، نمي توان كمالات شخصيتي پيامبران الهي را – كه از نظر كمالات معنوي و فضايل انساني برتر از امت هاي خود بوده اند – مبناي شريعتي كه براي هدايت مردم آورده اند قرار داد ؛ چرا كه لازمه ي آن كمال معنوي ويژه ، دستورهايي است كه عمل به آنها خارج از ظرفيت و توان وجودي پيروان آنان است . امام علي عليه السّلام در اين باره مي فرمايد :
الا و إنَّ لكُلِّ مَأمُومٍ اِماماً يَقْتَدي بِه وَ يَسْتِضئُ بِنُورِ عِلْمِهِ ؛ [٢] هر مأمومي را امامي است كه به وي اقتدا مي كند و از روشنايي علم و دانش او بهره مي گيرد .
آن گاه به شيوه ي زندگي خود و زهد و بي رغبتي خويش نسبت به دنيا اشاره كرده و فرموده است كه ديگران نمي توانند مانند او باشند ، ولي آنچه در توان آنهاست اين است كه با پارسا پيشگي و تلاش در راه پرهيزگاري و عفت و پاكدامني او را ياري دهند . [٣]
بنابراين ، نبايد بسط شخصيت و كمال معنوي پيامبر را مستلزم بسط و تكامل شريعت او دانست . هرگز چنين ملازمه اي در كار نيست ؛ به عبارت ديگر ، هرگونه معراج يا تجربه ي روحي پيامبر را نمي توان منشأ و مصدر شريعت دانست . آنچه به عنوان شريعت به مردم ابلاغ شده است ، بخشي از تجربه هاي روحي و معنوي پيامبر است ، نه تمام آن ، بدين جهت ، اين كه نويسنده ي بسط تجربه نبوي مي گويد : « اسلام محصول تجربه ي بيروني و دروني پيامبر اسلام صلّي الله عليه و آله است و به مرور زمان پيامبر در هر دو تجربه
[١] « انّ الله عزّوجلّ علم ان يكون في آخر الزمان اقدام متعمقون فانزل الله تعالي قل هو الله احد و الايات من سورة الحديد الي قوله « و هو عليم بذات الصدور » فمن رام وراء ذلك فقد هلك » ، الاصول من الكافي ، ج ١ ، كتاب التوحيد ، باب النسبة ، ح ٣ .
[٢] نهج البلاغه ، نامه ي ٤٥ .
[٣] الا و انّكم لاتقدرون علي ذلك و لكن أعينوني بورع و اجتهاد و عفّة و سداد ، نهج البلاغه ، نامه ي ٣٣ .