نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ٧٠ - فصل اول نگرش كلي به تجربه هاي بيروني پيامبر صلّي الله عليه و آله در تكوين اسلام
سطح ديانت ، يعني نزول وحي هم تماشاگر محض نبودند . [١]
آقاي سروش درباره ي اين كه قرآن و اسلام از قبل طرح معيّن و مشخّصي نداشت گفته است :
من معتقد نيستم كه خداوند مي دانست كه فلان كس فلان سؤال را از پيغمبر خواهد كرد و پيشاپيش آيه اي را حاضر كرده بود كه تا او آن سؤال را كرد آن آيه را همان جا به پيامبر وحي كند . مي توان اين مسأله را به اين صورت ديد كه پيامبر با سؤالي روبه رو مي شد ، نفس اين سؤال ، آنچه را كه به منزله ي جواب به سؤال كننده داده مي شد توليد مي كرد . اين مسأله در مورد حكمي كه درباره ي حادثه ي خاصّي بيان مي شد نيز صادق است . [٢]
به زعم آقاي سروش ، اصولاً شارع احكام اجتماعي و فقهي اسلام ، پيامبر صلّي الله عليه و آله بوده است ، نه خداوند ، و از طرفي ، مبناي تشريع و قانون گذاري پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله عرف زمانه بوده است ؛ از اين رو ، اكثريّت قاطع احكام اسلامي ، امضايي اند نه تأسيسي .
تلقّي من اين است كه شارعِ احكام فقهي پيامبر بوده است . شخص پيامبر در اين مسائل قانون گذاري كرده و البته خداوند بر قانون گذاري او صحّه گذاشته است ، دغدغه ي اساسي و بنيادين پيامبر در امر قانوگذاري اين بوده است كه احكام و قوانين جامعه ي خود را از جور زمانه به عدل زمانه ، و نه عدل فراتاريخي ، عبور دهد ، به اين معنا كه جامعه را از آنچه در آن زمان جور مي دانستند بيرون آورده ، به آنچه در همان زمان عدل مي دانستند معطوف كند . [٣]
اگر به كثيري از احكام كه در قرآن بيان شده است – نظير احكام مربوط به بردگان و حجاب – بنگريد و به جامعه ي عربي آن روز نگاه كنيد ، متوجه مي شويد كه اين احكام با آنچه در جامعه ي عربي آن روز جاري بوده است
[١] همان ، ص ٢١ - ٢٤ ، با تلخيص .
[٢] مجله ي آفتاب ، ش ١٥ ، ص ٧٠ .
[٣] همان ، ص ٧٢ .