نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ١٣٣ - حاصل كلام
دين را به دست آورند .
سپس افزود : اين نحوه برخورد با آموزه ها و احكام ديني ، همان است كه به عنوان برخورد اسطوره اي با آموزه ها و احكام ديني از آن ياد مي شود ، هر چند وي مصلحت نمي داند كه چنين تعبيري به كار گرفته شود . [١]
اما در پايان گفت و گو از اين سخن عدول كرده و در پيروي از پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و آموزه ها و احكام اسلامي ، ميان احكام عبادي و اجتماعي فرق گذاشته است :
در مورد قسم اوّل ، پيروي از پيامبر صلّي الله عليه و آله به اين است كه طابق النعل بالنعل از رفتار پيامبر پيروي شود ؛ يعني در اين جا نمي توان احكام اسلامي را ترجمه ي فرهنگي كرد و ظاهر آنها را كنار گذاشت و قلب و محتواي آنها را گرفت ؛ ولي در قسم دوّم ، بايد آنها را ترجمه ي فرهنگي كرد و پيروي از پيامبر صلّي الله عليه و آله به اين است كه روح و محتواي آنها را گرفت و در قالب ها و پوشش هاي متناسب با عصر به آنها تجسّم بخشيد .
در عبادات مصالح خفيّه داريم ؛ يعني مكانيزم هايي به ما پيشنهاد مي شود و ما نمي دانيم چرا به اين صورت است و چرا به نتايج خاصّي منتهي مي شود ؛ منتها چون كساني آنها را تجربه كرده اند ، به تجربه ي آنان احترام مي گذاريم . اما در آنچه به جور و عدل مربوط مي شود ، كاملاً قضيّه فرق مي كند . در اين جا الگوي پيامبر براي ما مهم است . ما در مواردي از الگوي پيامبر پيروي مي كنيم و در مواردي از عين تجربه ي او تبعيّت مي كنيم . اين بر حسب موارد فرق مي كند ؛ به عبارت ديگر ، در احكام اجتماعي – سياسي اسلام مصلحت خفي وجود ندارد ، بلكه همه ي مصالح ظاهر است . [٢]
حاصل كلام
١ . هر جا سخن از پيروي از ديگران مطرح مي شود ، خواه مقتدا پيامبر باشد يا
[١] همان ، ص ٧٨ .
[٢] همان ، ص ٧٩ ، با تلخيص .