نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ٦٨ - فصل اول نگرش كلي به تجربه هاي بيروني پيامبر صلّي الله عليه و آله در تكوين اسلام
آدميان مي آيد ، پا به پاي آنها حركت مي كند ، گاهي به اين سو و گاهي به آن سو مي رود ، گاهي به جنگ و گاهي به صلح كشيده مي شود و گاهي مقابل دوستان نادان قرار مي گيرد و در هر يك از اين موارد هم مواجهه اي خاص و در خور شرايط مي كند ، و دين مجموعه ي برخوردها و موضع گيري هاي تدريجي و تاريخي پيامبر است . [١]
در اين جا ممكن است اين سؤال مطرح شود كه در اين صورت ، دين صرفاً جنبه ي بشري و زميني خواهد داشت ، چرا كه بنابر اين ديدگاه ، دين مجموعه ي برخوردها و موضع گيري هاي تدريجي و تاريخي پيامبر است ؛ يعني نخست وقايع و شرايطي رخ داده ، آن گاه پيامبر متناسب با آنها موضع گيري كرده و ره نمودي صادر نموده است ؛ چنان كه هر مصلح اجتماعي ديگري نيز همين گونه عمل مي كند ؛ در اين صورت ، منشأ الهي و آسماني داشتن دين چگونه توجيه مي شود ؟
نويسنده ي بسط تجربه نبوي اين پرسش مقدّر را بدين صورت پاسخ داده است :
چون شخصيّت پيامبر صلّي الله عليه و آله مورد تأييد خداوند است ، هر دستوري كه بدهد و هر اقدامي كه بنمايد ، مطابق با خواست و اراده ي الهي خواهد بود و ، بدين طريق ، دين در عين اين كه برآيند تحوّلات اجتماعي است ، منشأ و سرچشمه اي الهي و آسماني خواهد داشت . [٢]
در اين جا پرسش ديگري نيز مطرح مي شود و آن اين كه به چه دليل دستورهاي پيامبر براي ديگران الزام آور است . و آنان بايد از گفتار و رفتار او پيروي كنند ؟ وي در پاسخ اين پرسش يادآور شده است :
چون تجارب پيامبر گزاف نيست و شخصيّت الهي و مؤيّد او را با خود دارد ، براي همه ي پيروان و شخص پيامبر نيز متّبع و الزام آور است . [٣]
بر اساس اين نظريّه ، هم حوادث اجتماعي و هم مردم عصر پيامبر صلّي الله عليه و آله در تكوّن و پيدايش آيين اسلام نقش داشتند ؛ زيرا آقاي سروش معتقد است كه
[١] همان ، ص ١٩ .
[٢] ر . ك : همان .
[٣] همان .