نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ٤٧ - فصل چهارم تكامل شخصيت نبوي و بسط شريعت
اصْطَنَعتُكَ لِنَفسي ) ؛ [١] ( اي موسي ) تو را به گونه اي خاص آزموديم ؛ پس ، سال هايي را در ميان مردم شهر مدين زندگي كردي ( و با مشكلاتي آزموده شدي ) ؛ آن گاه به قدر و منزلت ويژه اي دست يافتن و من تو را براي موهبت هاي ويژه ي خود برگزيدم ( مقام نبوّت و رسالت را به تو عطا كردم ) .
نمونه ي دوم از گونه ي نخست ، حضرت ابراهيم عليه السلام است . قرآن كريم درباره ي او فرموده است :
( وَ إِذِ ابْتَلي إِبْرهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنّي جاعِلُكَ لِلنّاس إِماماً . . . ) ؛ [٢]
( اي رسول گرامي ) يادآور زماني را كه پروردگار ابراهيم عليه السلام او را به اموري چند آزمود و او به صورت تام و تمام از عهده ي آنها برآمد ؛ ( در اين هنگام ) خداوند به او فرمود : تو را پيشواي مردم قرار دادم .
تفاوت دو نمونه ي ياد شده در اين است كه آزمون هاي حضرت موسي عليه السلام مربوط به قبل از نبوّت و پيامبري او بوده است ، ولي آزمون هاي حضرت ابراهيم عليه السّلام مربوط به پس از نبوّت و رسالت و پيش از امامت او بوده است .
از اين جا مي توان به اين نتيجه رسيد كه سنت تكامل در زندگي پيامبران الهي به دوران قبل از نبوّت اختصاص نداشته است و آنان پس از رسيدن به مقام نبوّت نيز به تدريج به كمالاتي دست يافته اند .
نكته اي كه در اين باره بايد بدان توجه نمود اين است كه تكامل شخصيت معنوي پيامبران و تفاضل آنان در اين جهت را كه قرآن كريم آشكارا از آن ياد كرده است [٣] – نمي توان دليلي بر تفاوت شريعت هاي پيامبران دانست ؛ زيرا چنين قاعده اي در دست نيست كه شريعت هاي آسماني متناسب با مقامات معنوي و كمالات شخصيتي پيامبران
[١] سوره ي طه ( ٢٠ ) ، آيه ي ٤٠ - ٤١ .
[٢] سوره ي بقره ( ٢ ) ، آيه ي ١٢٤ .
[٣] قرآن كريم در دو آيه از تفاضل و برتري برخي از پيامبران بر برخي ديگر سخن گفته است :
( تِلكَ الرُّسُلُ فَضَّلنا بَعضَهُمْ عَلي بَعضٍ ) . سوره ي بقره ( ٢ ) ، آيه ي ٢٥٣ .
( وَ لَقَدْ فَضَّلنا بَعضَ النَّبِيِّينَ عَلي بَعضٍ ) . سوره ي اسراء ( ١٧ ) ، آيه ي ٥٥ .