نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ١٢٥ - ديدگاه استاد مطهري
كرده است تا او با محاسبه ي شرايط اجتماعي و وضعيّت اسيران جنگي درباره ي آنان تصميم گيري كند ؛ بر اين اساس هيچ گونه حكمي درباره ي بردگي بر اسلام تحميل نشده است .
ديدگاه استاد مطهري
تا اين جا روشن شد كه درباره ي مسئله ي بردگي چيزي بر اسلام تحميل نشده و موضع شريعت اسلام كاملاً مستقل و بر پايه ي ضوابط و معيارهاي مورد قبول خود بوده است . اسلام گونه هايي از بردگي را صد درصد رد كرده و گونه اي از آنان را در چارچوب جهان بيني توحيدي قرار داده و طوري با آن برخورد كرده است كه سعادت و مصلحت فرد و جامعه ي بشري تأمين گردد و هرگز در اين باره بينش و روش مكاتب بشري و عرف را مبناي تشريع خود قرار نداده است .
خطاي ديگري كه در كلام نويسنده ي بسط تجربه نبوي را يافته است ، نسبت دادن عقيده ي تحميلي بودن بردگي در اسلام به استاد مطهري است ؛ چنان كه گفته است : « به اعتقاد مرحوم مطهري اگر خود پيامبر اسلام بود و خودش ، و اگر در دنيا بردگي نبود ، اسلام هم بردگي را تشريع نمي كرد » . [١] وي اين سخن را به كتاب خاتميّت استاد مطهري ارجاع داده است ، [٢] ولي در كتاب ياد شده چنين مطلبي نيست .
طرح مسئله ي بردگي در كلام استاد مطهري بدين صورت بود كه در بحث جاودانگي احكام اسلامي بر اين نظريه اشكال گرفته بودند كه « چون بردگي در دنياي امروز منسوخ گرديده ، پس قسمتي از قانون اسلام منسوخ شده است » ؛ استاد مطهري در پاسخ فرمود : اسلام در باب بردگي قانوني نياورده است كه بردگي را براي اجتماع لازم بداند – آن گونه كه بعضي از حكماي قديم بر اين عقيده بودند – بلكه برنامه اي كه اسلام براي بردگان آورده ، برنامه ي آزادي است نه بردگي ، و به همين دليل در فقه اسلامي « كتاب الرق » نداريم ، بلكه « كتاب العتق » داريم ؛ بنابراين ، اسلام در تشكيلات اجتماعي خود
[١] بسط تجربه نبوي ، ص ٢٢ .
[٢] خاتميّت ، ص ٤٥ – ٦٣ .