نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ٤٢ - آيا « حسبنا معراج النبي » درست است ؟
د ) بسط كشفيات و الهامات غيبي به معناي بسط كمّي ، بدين جهت كه عارفان جديدي در جهان اسلام پديد آمده و از طريق مكاشفه هاي عرفاني به حقايقي غيبي دست يافته اند ، هر چند نسبت به پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و اولياي معصوم خداوند كشف نويني را به دست نياورده اند . اين مطلب نيز درست است ولي سخن جديدي نيست .
هـ ) از طريق الهام هاي معصومانه اي اهل بيت عليهم السلام آن دسته از احكام شريعت كه تفصيل آنها در كتاب و سنت نيامده ، بيان گرديده است . اين مطلب هم درست است ولي ربطي به بسط تجربه ي نبوي ندارد ؛ يعني تجربه ي وحياني نيست تا آن را بسط تجربه ي نبوي بناميم . بدين جهت ، اين گفتار آقاي سروش كه « شيعان با جدي گرفتن مفهوم امامت ، در حقيقت فتوا به بسط و تداوم تجربه هاي پيامبرانه داده اند . » [١] سخني نا استوار است .
بنابراين ، از فرض هاي پنجگانه ي ياد شده ، فرض هاي اول و دوم كه حقيقتاً به بسط تجربه ي پيامبرانه مربوط مي شوند نادرست است و ساير فرض ها كه درست اند ربطي به بسط تجربه ي پيامبرانه به معني اخص آن ، كه مورد بحث است ، ندارند .
آيا « حسبنا معراج النبي » درست است ؟
نويسنده ي بسط تجربه نبوي در تبيين اين كه تجربه ي باطني و عرفاني پيامبر صلّي الله عليه و آله بايد پس از او استمرار يابد ، گفته است : « ما نبايد تنها به تجربه ي عرفاني و معراج پيامبر صلّي الله عليه و آله اكتفا كنيم » . آن گاه آن را با كتاب الهي مقايسه كرده و گفته است : « اگر حسبنا كتاب الله درست نيست ، حسبنا معراج النبي و تجربة النبي هم درست نيست » . [٢]
درباره ي اين سخن نكاتي را يادآور مي شويم :
١ . چنان كه از ظاهر عبارت ياد شده به دست مي آيد ، مقصود از معراج در كلام وي معراج روحاني است ؛ زيرا معراج النبي را معادل تجربة النبي گرفته و مقصود از آن تجربه ي دروني و عرفاني است ؛ چنان كه در جاي ديگر گفته است : « تجربه ي پيامبرانه
[١] بسط تجربه نبوي ، ص ٢٥ .
[٢] همان ، ص ٢٥ .