نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ٦٠ - پيامبر و جبرييل
تدريجي آيين اسلام آورده شد ، گفتاري از ابن خلدون است كه گفته است : يكي از وجوه تمايز ميان آيات و سوره هاي مكي و مدني كوتاهي و درازي آنها بوده است . وي يادآور شده كه منشأ اين تفاوت اين بوده است كه پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله در آغاز با وحي اُنس كم تري داشت و به تدريج اُنس او در اين باره بيشتر شد و ، در نتيجه ، تحمل وحي كه ثقيل و سنگين بود براي او هموارتر گرديد . [١]
اين گفتار ابن خلدون فرضيه اي بيش نيست و وي هيچ گونه دليل و شاهدي براي اثبات آن نياورده است . اين مطلب نيز كه آيات و سوره هاي مكي و مدني از نظر بلندي و كوتاهي متفاوت اند ، في الجمله درست است ، ولي كليت ندارد . برخي از سوره هاي مكي بسيار بلندتر از برخي از سوره هاي مدني است ؛ از باب مثال : سوره هاي انعام ( ١٦٥ آيه ) و اعراف ( ٢٠٦ آيه ) مكي اند و سوره هاي زلزال ( ٨ آيه ) ، نصر ( ٣ آيه ) ، و بيّنه ( ٨ آيه ) مدني هستند ؛ علاوه بر اين ، چه بسا سوره اي از نظر الفاظ و كلمات كوتاه باشد ، ولي در بردارنده ي معارف بسيار عميقي باشد ( مانند سوره ي توحيد ) بنابراين ، گفتار ابن خلدون استوار به نظر نمي رسد .
پيامبر و جبرييل
نويسنده ي بسط تجربه نبوي وحي را تجربه ي دين دانسته و پيامبر صلّي الله عليه و آله را هم فاعل و پديد آورنده ي وحي و هم قابل و پذيرنده ي وحي انگاشته و بر اين اساس نتيجه گرفته است كه وحي تابع پيامبر صلّي الله عليه و آله بود نه او تابع وحي ، جبرييل تابع وي بود نه او تابع جبرييل و ملك را او نازل مي كرد و در جايي كه مي خواست و مي توانست از او درمي گذشت . وي تجربه ي معراج را گواهي بر اين مدعا مي داند كه پيامبر صلّي الله عليه و آله در مقام قرب به خداوند در جايگاهي قرار گرفت كه جبرييل از وصول به آن اظهار عجز نمود . [٢]
[١] مقدمه ابن خلدون ، ص ٩٩ .
[٢] بسط تجربه نبوي ، ص ١٣ – ١٤ .