نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ١١٩ - مرز زمان يا شرط حكم ؟
وي نيز اشاره كرده است – موقتي دانستن احكام اسلامي نتيجه ي نظريه ي « بسط تجربه ي نبوي » است كه بر اساس آن شريعت اسلام از آغاز ، طرح معلوم و معيّني نداشته و مطابق شرايط و مقتضيات زمان پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله شكل گرفته است و لذا به همان زمان اختصاص دارد . اگر اين نتيجه را – به دليل مخالفت آن با نصوص قرآن و روايات – مردود بدانيم ، اصل نظريّه نيز مردود خواهد بود ؛ زيرا از نظر منطقي ، نادرستي نتيجه ناشي از نادرستي مقدمات است و بطلان تالي بر بطلان مقدم گواهي مي دهد .
و اگر مبناي نخست را مفاد و مدلول نظريّه ي اوست قبول دارد ، بايد پاسخ قابل قبولي براي مخالفت آن با نصوص قرآن و روايات جست وجو كند ؛ زيرا توجيه ياد شده - چنان كه بيان گرديد - ربطي به اين نظريّه ندارد ، بلكه از لواحق اين نظريّه است كه « اصل در احكام اسلامي جاودانه بودن است ، مگر آن كه روشن شود مربوط به زمان خاصّي است » .
مرز زمان يا شرط حكم ؟
به نظر مي رسد آنچه نويسنده ي بسط تجربه نبوي را به اشتباه انداخته اين است كه وي مرز زمان را با شرط حكم در آميخته است . آنچه با اصل جاودانگي احكام اسلامي منافات دارد ، مطلب نخست است نه دوّم ؛ يعني هرگاه زمان و عرف روزگار پيامبر صلّي الله عليه و آله را مبناي تشريع احكام اسلامي بدانيم ، قهراً احكام اسلامي به روزگار آن حضرت و حداكثر ، به روزگاري همانند آن اختصاص خواهد داشت و بديهي است اين مطلب با جاودانگي شريعت اسلام تعارض آشكار دارد .
اما هر گاه احكام اسلامي را فراتاريخي و جاودانه بدانيم – چنان كه مفاد آيات و روايات و از ضروريّات است – طبعاً از آن جا كه حكم با شرايط و قيود آن فعليّت مي يابد ، اين جاودانگي با لحاظ شرايط و قيود احكام اسلامي است . در اين جا آنچه حكم را محدود مي كند شرايط و ويژگي هاي آن است ؛ از اين رو ، ممكن است حكم