نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ١٥١ - فصل هشتم آموزه هاي ديني و زبان اسطور ه اي
مي انجامد و اين در حقيقت تفسير به رأي است . هيچ نوع نظريّه پردازي درباره ي متون مقدّس اديان و آموزه ها و احكام آن نبايد با محكمات و نصوص و مسلّمات آن دين منافات داشته باشد .
البته ، سخن در اين نيست كه در كتاب هاي آسماني از زبان اسطوره اي ، ( تمثيلي و مجازي ) استفاده نشده است ، چرا كه تمثيل و مجاز در همه ي زبان هاي بشري ، متعارف و معمول است ؛ در زبان عربي نيز جايگاه ويژه اي دارد و از فنون بلاغت و شيوايي سخن به شمار مي رود . بر اين اساس ، قرآن كريم در بيان پاره اي از معارف خود از زبان استعاره اي و تمثيل بهره گرفته است . سخن در اين است كه نمي توان اين مطلب را بر تمام آموزه ها و احكام ديني منطبق ساخت و همه ي آنها را اسطور ه اي و مجازي دانست . اصولاً ، استعاره و مجاز فرع بر حقيقت است ؛ تا كاربرد زبان حقيقي را نپذيريم نوبت به زبان مجازي نخواهد رسيد ؛ و بدين دليل است كه خداوند آيات قرآني را به دو دسته ي محكمات و متشابهات تقسيم كرده است .
زبان اسطوره اي در جايي به كار مي رود كه با مدلول ظاهر كلام ، يعني با محكمات دين سازگار نباشد .