نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ٨ - خلاصه ي نظريه
رسولان در نزد من نمي ترسند .
د ) كوتاهي آيات و سور هاي مكّي نسبت به آيات و سوره هاي مدني – چنان كه ابن خلدون يادآور شده است – گواه ديگري بر اين مدّعاست . آخرين آيه اي كه بر پيامبر نازل شد آيه ي مربوط به دين ( قرض ) است كه بلندترين آيه ي قرآن به شمار مي رود .
هـ ) به گفته ي طبري ، پيامبر صلّي الله عليه و آله در آغاز كه سوره ي علق بر او نازل شد هراسناك گرديد و به خوبي ماهيّت اتّفاقي را كه برايش افتاده بود نمي شناخت ، اما به سرعت با آن خو گرفت .
٤ . شخصيت پيامبر صلّي الله عليه و آله هم محل و قابل وحي بود و هم موجد و فاعل آن و چنين نبود كه واقعاً فرشته اي وحي را به او تعليم دهد ، بلكه اين پيامبر صلّي الله عليه و آله بود كه وقتي وحي از درونش مي جوشيد ، چنين احساس مي كرد كه گويا كسي را مي بيند كه با او سخن مي گويد .
٥ . تجربه ي نبوي ، پس از پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله نيز سير تكاملي خود را ادامه داده و بسط تدريجي يافته است . تجربه هاي عرفاني عارفان مسلمان در اين راستا هستند همان گونه كه « حَسبُنا كتاب الله » درست نيست ، « حسبُنا مِعراجُ النَّبي و تجربة النَّبيّ » هم درست نيست .
٦ . نظريّه ي امامت در تفكّر شيعه در حقيقت بر پذيرش بسط تجربه ي نبوي استوار است ؛ بنابراين ، شيعيان با جدّي گرفتن مفهوم امامت ، به بسط و تداوم تجربه هاي پيامبرانه فتوا داده اند .
٧ . وحي نبوّت از سنخ رؤياي صادقه است ؛ چنان كه در روايتي از پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله آمده است : رؤياي صادقه يك جزء از چهل و شش جزء نبوّت است .
٨ . از آنجا كه وحي از شخصيّت معنوي پيامبر صلّي الله عليه و آله نشأت مي گرفت ، اين وحي و جبرييل بود كه تابع پيامبر بود – نه بالعكس – و به خواست او نازل مي شد .