نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ٥٩ - نقد دلايل آقاي سروش
علامه طبرسي پس از نقل حديثي كه اوزاعي از ابوسلمه روايت كرده كه بر ترديد پيامبر صلّي الله عليه و آله در مأموريت الهي خويش در آغاز نبوّت دلالت مي كند گفته است :
اين سخن بي اساس است ؛ زيرا خداوند جز با برهان هاي روشن بر پيامبر خود وحي نمي فرستد و پيامبر به روشني مي داند كه آنچه بر او نازل شده وحي الهي است و به دليلي ديگر براي روشن شدن اين حقيقت نيازي ندارد . [١]
زراره از امام صادق عليه السّلام پرسيد : چگونه پيامبر صلّي الله عليه و آله در آنچه از جانب خداوند بر او نازل مي شد ترديد نداشت و احتمال نمي داد كه از سوي شيطان باشد ، نه از جانب خداوند ؟ امام عليه السّلام فرمود :
خداوند وقتي فردي را به پيامبري برگزيند سكينه و وقار ( اطمينان و آرامش قلبي ) را بر وي نازل مي سازد و او همان گونه كه چيزي را با ديدگان خود مي بيند ، وحي الهي را مشاهده مي كند . [٢]
يعني وحي الهي آن چنان بر او آشكار است كه در درستي آن كم ترين ترديدي نخواهد داشت .
در حديث ديگري امام عليه السّلام در پاسخ به پرسش مشابه فرموده است : « كشف عنهم الغطاء » ؛ [٣] پرده از برابر ديدگان قلب پيامبران كنار زده مي شود و آنان حقانيت وحي را آشكارا مشاهده مي كنند .
داستان مربوط به ورقة بن نوفل در ارتباط با نبوّت پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله از جهاتي قابل تأمل و مناقشه است كه اينك مجال بحث در اين باره نيست . ( ٤ )
٤ . گواهي ديگر كه بر تكامل تدريجي شخصيت پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و نيز تكامل
[١] « و في هذا ما فيه لان الله تعالي لايوحي الي رسوله الا بالبراهين النيّره و الايات البيّنه الدّاله علي انّ ما يوحي اليه انما هو من الله تعالي فلا يحتاج الي شيء سواها » . مجمع البيان ، ج ٩ – ١٠ ، ص ٣٨٤ .
[٢] تفسير عياشي ، ج ٢ ، ص ٢٠١ ، ح ١٠٦ ؛ البرهان في تفسير القرآن ، ج ٢ ، ص ٢٧٦ و بحارالانوار ، ج ١٨ ، ص ٢٦٢ ، ح ١٦ .
[٣] بحارالانوار ، ج ١١ ، ص ٥٦ ، ح ٥٦ .
[٤] ر . ك : التمهيد ، ج ١ ، ص ٧٨ – ٨٢ .