نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ١٢٢ - اسلام و بردگي
بردگي نبود ، اسلام هم بردگي را تشريع نمي كرد . [١]
اسلام و بردگي
براي داوري منصفانه و دقيق در اين باره ، لازم است به اختصار ديدگاه اسلام را در مسئله ي بردگي بيان نماييم :
بردگي در تاريخ بشر سابقه ي ديرينه و اسباب گوناگوني داشته است ؛ مهم ترين اسباب آن عبارت بود از غلبه در جنگ ، سلطه ي سياسي و سلطه يا ولايت نسَبي و سببي .
جنگ يكي از رايج ترين اسباب بردگي در تاريخ بشر بود . طرف غالب و فاتح در جنگ ، افراد دشمن را به اسارت خود در مي آورد و آنان را ملك خود مي شناخت و متناسب با آنچه به نفع يا به مصلحت خود مي دانست با آنان عمل مي كرد ؛ در نتيجه ، اسيران مالك كار و تلاش خود نبودند و نمي توانستند مطابق خواست خود عمل كنند و مي بايست تابع طرف غالب باشند .
از ديگر اسباب بردگي ، سلطه و غلبه ي سياسي بود ؛ يعني فرد يا گروهي كه بر جامعه اي تسلط سياسي پيدا مي كرد ، خود را مجاز مي دانست كه درباره ي افراد آن جامعه مطابق خواست و اراده ي خود تصميم بگيرد و ، در حقيقت ، آنان را برده و مملوك خود مي دانست . قرآن كريم از فرعون زمان حضرت موسي عليه السّلام چنين اعتقاد و رفتاري را نقل كرده است ؛ فرعون و قبطيان كه بر جامعه ي مصر تسلط سياسي داشتند ، بني اسراييل را مملوك و برده ي خود مي دانستند .
يكي ديگر از اسباب بردگي ، سلطه ي ناشي از نوعي رابطه ي نسَبي يا سببي بود . چنان كه پدرانْ خود را مالك فرزندان و همسران خويش مي دانستند و مطابق آنچه خود مي پسنديدند با آنان رفتار مي كردند و چه بسا فرزندان خود را چون كالايي مي فروختند و همسران خويش را نيز چون كنيزاني در خدمت خود مي دانستند و هيچ
[١] بسط تجربه نبوي ، ص ٢٢ – ٢٣ .