نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ٢٩ - وحي شريعت اكتسبابي نيست
آنان مقرر داشته ، اما به آنان مأموريت ابلاغ آن شرايع به ديگران را نداده است ؛ و رسولان آن دسته از اولياي الهي اند كه علاوه بر مقام نبوّت تشريعي ، مأموريت ابلاغ آن شرايع به ديگران را نيز دارند . آن گاه يادآور شده است كه اين دو مقام را جز پيامبران صاحب شريعت ندارند و درك آن نيز براي ديگران امكان پذير نيست ؛ و از آن جا كه اهل عرفان تنها درباره ي مقامات و حالاتي سخن مي گويند كه خود آنها را وجدان و ذوق كنند ، و چون وجدان و ذوق اين مقام و حال براي ما ممكن نيست ، سخن گفتن درباره ي آن نيز براي ما جايز نيست . [١]
وي در جايي ديگر پس از تقسيم نبوّت به عام و خاص و بيان اين كه نبوّت عامْ مطلق آگاهي از حقايقي عيني است و نبوّت خاص عبارت است از نبوّت تشريعي ، به مسأله ي خاتميت نبوّت تشريعي اشاره كرده و ياد آور شده است كه پس از رسول اكرم صلّي الله عليه و آله باب نبوت خاص مسدود گرديده ، اما باب نبوّت به معناي عام آن گشوده است . سپس به مسأله ي اكتسابي بودن يا نبودن نبوّت پرداخته و گفته است : برخي گمان كرده اند كه نبوت امري اكتسابي است و چنين عقيده اي را به ابو حامد غزّالي نيز نسبت داده اند ، ولي اين سخن بي پايه است . آنچه مي تواند اكتسابي باشد نبوّت به معناي عام آن است ، نه نبوّت مربوط به شريعت ؛ و قطعاً غزّالي و ديگران نيز نبوّت به معناي عام آن را اكتسابي دانسته اند ، نه نبوّت به معناي خاص ، يعني نبوّت تشريعي را . [٢]
ابن عربي ، در موردي ديگر ، در تعريف نبي و تفاوت آن با رسول گفته است : نبي كسي است كه فرشته ي وحي از جانب خداوند نزد او مي آيد و وحي الهي را بر او نازل مي كند و آن وحي مشتمل بر شريعتي است كه وي را به آن متعبّد مي سازد . پس اگر با آن شريعت به سوي ديگران نيز مبعوث باشد رسول خداست و در هر صورت ، فرشته ي وحي نزد او مي آيد ، حال يا آن شريعت را بر قلب او نازل مي سازد – با تفاوت هايي كه در اين تنزل وجود دارد – و يا به صورتي جسماني متمثل مي گردد و از خارجْ وحي
[١] الفتوحات المكيه ، ج ٢ ، ص ٢٦ .
[٢] همان ، ص ٦ .