نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ٤٦ - فصل چهارم تكامل شخصيت نبوي و بسط شريعت
بشر بودن همانند شماييم ؛ ولي ويژگي ما اين است كه از وحي الهي بهره منديم . [١]
پيامبران نه تنها پس از مبعوث شدن به پيامبري و رسالت ، مورد لطف و عنايت ويژه ي خداوند بوده اند ، بلكه از آغاز از هدايت ويژه ي الهي بهره مي بردند ؛ چنان كه قرآن كريم در اين باره مي فرمايد :
( . . . وَ اجْتَبَيْناهُمْ وَ هَدَيناهُمْ إِلي صِراطٍ مُستَقيمٍ ) [٢] ؛ آنان را گزينش كرده و به راهي راست هدايت نموديم .
مقتضاي حكم عقل اين است كه پيامبران ، از نظر كمالات معنوي ، برترين شخصيت روزگار خود بوده باشند . اين مطلب در حديثي از امام كاظم عليه السلام چنين بيان شده است :
لابعث الله نبيّاً و لا رسولاً حتي يستكمل العقل و يكون عقله افضل من جميع عقول امته ؛ [٣] خداوند هيچ پيامبر و رسولي را مبعوث نكرد ، مگر اين كه عقل او كامل گرديده و بر عقل امتش برتري داشته باشد .
مفاد قاعده ي ياد شده كمال و برتري عقلي و معنوي است ، اما اين كه اين ويژگي تدريجاً و پس از طي مقدماتي حاصل شده يا از آغاز و بدون طي مقدمات به آنان اعطا گرديده است ، نفياً و اثباتاً ، از قاعده ي ياد شده نكته اي به دست نمي آيد ، اما شايد بتوان گفت قانون و سنت الهي در اين باره بر ابتلا و امتحان و تكامل تدريجي استوار گرديده است ، مگر در مواردي كه به دليل پاره اي ويژگي ها ، سنّت تدريج رعايت نشده و به صورت خارق العاده شكل گرفته است . اينك براي هر يك از دو گونه ي ياد شده ، دو نمونه ي قرآني را يادآور مي شويم :
نخستين نمونه از گونه ي اول حضرت موسي عليه السلام است . قرآن كريم از آزمون هايي كه وي پيش از پيامبري تحمل كرد ياد كرده و فرموده است :
( . . . وَ فَتَنّاكَ فُتُوناً فَلَبِثْتَ سِنينَ في أَهلِ مَدْيَنَ ثُمّ جِئتَ عَلي قَدَرٍ يا مُوسي [٤٠] و
[١] ( قالَت لَهُم رُسُلُهم إِن نَحْنُ إِلا بَشَرٌ مِثْلُكُم وَ لكِنَّ اللهَ يَمُنُّ عَلي مَن يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ ) . سوره ي ابراهيم ( ١٤ ) ، آيه ي ١١ .
[٢] سوره ي انعام ( ٦ ) ، آيه ي ٨٧ .
[٣] الاصول من الكافي ، ج ١ ، ص ١٠ ، كتاب العقل و الجهل ، ح ١١ .