نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ١٣٥ - ناسازگاري هاي دروني
ارزيابي و نقد
مطالب ياد شده از جهاتي قابل مناقشه است كه برخي را يادآور مي شويم :
ناسازگاري هاي دروني
يكي از اساسي ترين شرايط يك نظريّه انسجام و سازگاري دروني آن است . اگر اجزاي يك نظريّه با يكديگر ناسازگار باشند ، آن نظريه نادرست خواهد بود .
در بند اوّل گفته شد كه در پيروي از ديگران نمي توان عين رفتار آنان را تكرار كرد و پيروي طابق النعل بالنعل مقصود نيست ؛ ولي در بند چهارم درباره ي پيروي از پيامبر صلّي الله عليه و آله آمده است : در عبادات از عين تجربه ي پيامبر ، و در احكام اجتماعي از الگوي رفتاري او پيروي مي كنيم . روشن است كه سلب كلّي ، كه در بند اوّل آمده ، با ايجاب جزئي ، كه در بند چهارم آمده است ، با يكديگر متناقض اند .
تناقض ديگر ميان بند دوم و چهارم است ؛ در بند دوم گفته شد : پيروي از پيامبر صلّي الله عليه و آله مربوط به ذاتيات دين است كه عبارت اند از آموزه هاي اعتقادي ، اخلاقي و حقوقي ، نه عرضيات دين كه احكام فقهي اسلام را تشكيل مي دهند ، زيرا اين احكام جنبه ي تاريخي دارند ؛ در حالي كه در بند چهارم بر پيروي از پيامبر در همه ي آموزه هاي اسلامي تأكيد شده است ، اگر چه شيوه ي پيروي در عبادات و احكام اجتماعي متفاوت است ، مگر اين كه گفته شود مقصود از پيروي از پيامبر در بند دوم ، پيروي از عين تجربه هاي پيامبر است ؛ بر اين اساس ، نفي پيروي از پيامبر در بند دوم ، مربوط به پيروي از عين تجربه ي پيامبر است ، يعني در احكام فقهي از عين تجربه ي پيامبر پيروي نمي شود ، بلكه از آن الگوبرداري كلّي مي شود .
اشكالي كه در اين صورت وارد مي شود اين است كه احكام فقهي فقط اجتماعي نيستند ، بلكه شامل عبادات نيز مي شوند ؛ بنابراين ، اختصاص دادن احكام فقهي به احكام غير عبادي ، خلاف اصطلاح رايج و مايه ي ابهام و ايهام در بحث مي شود كه با اصل شفّافيّت در بحث علمي منافات دارد .