نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ١٢٤ - اسلام و بردگي
رفتار خود باشد ؛ چنان كه از مزايا و حقوق اجتماعي نيز سهم عادلانه خواهد داشت :
( . . . وَ لَهُنَّ مِثلُ الّذِي عَلَيْهِنَّ بِالمَعرُوفِ . . . ) ؛ [١] و براي آنان ، همانند وظايفي كه بر دوش دارند ، حقوق شايسته اي قرار داده شده است .
استقلال شخصيت زن از ديدگاه اسلام تا حدي است كه مي تواند براي مؤمنان و صالحان الگوي پاكي و فضيلت و براي كافران و تبهكاران نيز نمونه ي زشتي و رذيلت باشد ؛ چنان كه از آسيه ( همسر فرعون ) و مريم ( دختر عمران ) به عنوان دو الگوي پاكي و فضيلت ياد كرده و رفتار همسر نوح و لوط را دو نمونه از رفتار هاي خيانت آميز و ناشايسته به شمار آورده است . [٢]
حاصل آن كه ، در شريعت اسلام تنها يك نوع بردگي به رسميت شناخته شده است و آن بردگي ناشي از جنگ است ؛ اما در اين باره نيز موضعي كاملاً مستقل از آنچه در دنياي آن روز رواج داشته اتخاذ نموده و هرگز تحت فشار و خواست اين و آن در اين باره موضع گيري نكرده است . ملاك تصميم گيري اسلام در اين خصوص ، همان است كه در ديگر احكام به كار گرفته است ؛ يعني سعادت و مصلحت فرد و جامعه ي بشري ؛ بدين صورت كه هرگاه جنگي ميان اسلام و كافران رخ دهد ، مسلمانان مي توانند از كافران اسير بگيرند و وليّ امر مسلمين به نحوي كه مصلحت مي داند درباره ي آنان تصميم بگيرد . البته در اين باره چهار گزينه در برابر حاكم اسلامي قرار داده شده است : اسيران را بدون هيچ گونه قيد و شرطي آزاد كند ، آنان را با گرفتن فديه آزاد نمايد ، دستور قتل آنها را صادر كند و يا آنان را به بردگي بگيرد . [٣]
بنابراين ، اسلام در اين باره به طور مستقل و مطابق مبنا و معيار مورد قبول خود دست به تشريع زده و تابع ديگران نبوده است ؛ خواه ديگران در جنگ اسيران را به بردگي بگيرند يا نگيرند ؛ اسلام تصميم گيري در اين مورد را به حاكم اسلامي واگذار
[١] سوره ي بقره ( ٢ ) ، آيه ي ٢٢٨ .
[٢] سوره ي تحريم ، آيه ي ١٠ – ١٢ .
[٣] ر . ك : الميزان ، ج ٦ ، ص ٣٤٣ – ٣٤٦ ؛ مرتضي مطهري ، خاتميّت ، ص ٦٤ – ٦٥ .