نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ٣٨ - دين داري عارفانه و فقيهانه
ما تدعوهم إِلَيهِ اللهُ يَجتَبي إِلَيهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَهدي إِلَيهِ مَنْ يُنيبُ ) . [١]
شريعت هاي الهي هماهنگ با ساختمان خلقت و نظام فطرت بشر تشريع گرديده اند ؛ و در ساختمان طبيعي و فطري انسان ، عقل و عرفان ، تفكر و تعبد ، ظاهر و باطن ، جسم و روح مجموعه اي هماهنگ و سازوارند ؛ و كمال انسان در گرو آن است كه همه ي آنها را در مسير توحيد هدايت نمايد . اين هدايت نظام مند و جامع الاطراف در پرتو عمل به ظاهر و باطن شريعت به دست مي آيد ؛ يعني وجد و حال و مكاشفه ي عرفاني اش بر مبناي نظام اعتقادي و در قالب آداب و قوانين فقهي آن به دست مي آيد ، و نظام اعتقادي و فقهي آن راه نما و راه گشاي انسان به وجد و حال و مكاشفه ي عرفاني آن خواهد بود .
علامه طباطبايي در اين باره گفتار سنجيده و آموزنده اي دارد كه از نظر مي گذرانيم :
از كتاب و سنت - كه هدايتگران به حكم عقل اند - به دست مي آيد كه در وراي ظواهر شريعت حقايقي وجود دارد كه باطن شريعت را تشكيل مي دهند ، و نيز اين مطلب به دست مي آيد كه براي انسان راهي وجود دارد كه مي تواند با پيمودن آن به آن حقايق دست يابد ، ولي آن راه چيزي جز به كار بستن ظواهر شريعت به طور بايسته نيست و هرگز امكان ندارد كه در شريعتْ باطني باشد كه ظاهر بدان راه نمي برد ؛ حال آن كه ظاهرْ عنوان و طريق باطن است و محال است كه براي رسيدن به آن حقايق باطني راه نزديك تري وجود داشته باشد كه شارع از آن غفلت كرده يا نسبت به آن سهل انگاري نموده و يكسره از آن روي برتافته باشد . در حالي كه فرموده است : ( وَ نَزَّلنا عَلَيكَ الكِتابَ تِبياناً لِكُلِّ شَيءٍ ) . [٢]
وي ، سپس به روش هاي مختلف فكري و عملي كه پس از عصر رسالت در جهان اسلام براي رسيدن به حقايق باطني و كشف آنها پديد آمده اشاره كرده و گفته است :
در زمينه ي بحث از حقايق و كشف آنها سه روش پديد آمده است : يكي
[١] سوره ي شوري ( ٤٢ ) ، آيه ي ١٣ .
[٢] سوره ي نحل ( ١٦ ) ، آيه ي ٨٩ .