نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ٢١ - فصل سوم وحي و مكاشفه هاي عرفاني
كند ، يا به طفيل او ذوق كند ، در ظلّ او و به پيروي از او اهل ذوق و مكاشفه باشد . اين اقتدا و تبعيّت ، البته ، از آنِ دين داري عارفانه است ، نه دين داري فقيهانه كه فقط در رعايت اوامر و نواهي خلاصه مي شود . [١]
كسان ديگري هم گفته اند كه اصولاً وحي با تجربه ها يا مكاشفه هاي عرفاني تفاوتي ندارد و اگر گفته شده كه جبرييل واسطه است و حقايقي را مي آورد ، جنبه ي تمثيلي دارد . از نويسنده ي كتاب سوانح مولوي نقل شده كه گفته است : همان طور كه واسطه ي ادراك از ديدگاه اصحاب حسّ ، فقط حواس ظاهر است ، از ديدگاه متصوّفه و عرفا نيز ، راه و واسطه ي ادراك به نحو حقيقي ، حسّ نهان است . به اعتقاد ايشان اين ادراك مخصوص انبيا نيست ، بلكه براي اوليا و اصفيا نيز حاصل مي شود ، ليكن به لحاظ فرق ، از اوليا را الهام نام نهند ، و از انبيا را وحي .
از پس روپوش عامّه در بيان *** وحي دل گويند آن را صوفيان
سپس مي گويد : طريقه ي ديگر اين است كه قوّه ي ملكوتي مجسّم و مشاهده مي شود و پيغام الهي را مي رساند . مثالي كه مولوي آورده اين است : انسان گاهي در خواب مي بيند كه شخصي با او سخن مي گويد ، حال آن كه جز شخص خودش غيري در آن هنگام وجود ندارد .
چيز ديگر ماند امّا گفتنش *** با تو روح القدس گويد ني منش
همچو آن وقتي كه خواب اندر روي *** تو ز پيش خود به پيش خود شوي
بشنوي از خويش و پنداري فلان *** با تو اندر خواب گفته است آن نهان
از فرد ديگري نقل شده كه گفته است : جبرييل كه مشهود رسل است ، همان مخزون در خزانه ي جناب ايشان است ؛ يعني حقيقت جبرييل كه واسطه ي وحي است يك حقيقت بيروني نيست ، در درون پيامبر است ، ولي او خيال مي كند كه بيرون اوست . سيّد احمد خان هندي نيز كه مي خواست همه ي معارف و مفاهيم ديني را بر اساس علوم
[١] همان ، ص ٩ .