نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ٦٩ - فصل اول نگرش كلي به تجربه هاي بيروني پيامبر صلّي الله عليه و آله در تكوين اسلام
قرآن و اسلام از قبل طرح مشخّص و معيّني نداشت و متناسب با رخ دادها و موضع گيري ها و شرايط مردم تكوّن مي يافت و نوع تفكّر ، حالات و شرايط اجتماعي آنان ، در شكل گيري آيين اسلام نقش تعيين كننده داشته است و آنان در شكل گيري آيين اسلام نقش تعيين كننده داشته است و آنان در شكل گيري اسلام بازيگر بودند و نه فقط تماشاگر . اسلام در تعامل و ديالوگ با مردم تكوّن يافته است . اگر مي بينيم كه آيين اسلام صبغه ي سياسي دارد و به مسائل اقتصادي پرداخته است ، نه بدان جهت است كه خداوند از آغاز دين اسلام را با چنين ويژگي هايي طرّاحي كرده است ، بلكه چون شرايط اجتماعي پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله چنين اقتضا مي كرد ، احكام اسلامي از چنين ويژگي هايي برخوردار شده اند .
قرآن تدريجاً و متناسب با بازيگري مردم نازل مي شد ؛ يعني حوادث روزگار در تكوين دين اسلام سهم داشتند و اگر حوادث ديگري رخ مي داد ، چه بسا اسلام ( در عين حفظ پيام اصلي خود ) با تكوّن تدريجي ديگري روبه رو مي شد و ما با الگوي ديگر و جامعه ي ديگري ، كه به دست پيامبر ساخته مي شد ، مواجه بوديم .
هر چه بود اين زد و خوردها و داد و ستدها بود كه به اسلام ساختار و درون مايه ي معيّني بخشيد ، به اندازه اي كه اگر پيامر درگير اقتصاد و سياست مي شد ، اسلام هم اقتصادي و سياسي مي شد . . . وقتي مي گويم اسلام يك دين سياسي است ، معناي دقيقش اين است كه اسلام درگير سياست شد . اگر درگير سياست نشده بود ، سياسي نمي شد ، مثل مسيحيّت . صاحبان انواع منافع و مصالح به عرصه آمدند و پيغمبر را درگير كردند و پيامبر هم از مواجهه با اين كشمكش ها نگريخت و چنين بود كه اسلام در تكوّن تدريجي خود با سياست آميخته شد و موضع گيري هاي سياسي كرد و پيام هايي هم براي بعدي ها باقي گذاشت .
امّت پيامبر پا به پاي پيغمبر و وحي رشد كردند و در تكوّن تدريجي و شكل دادن به اسلام سهيم بودند ، در بازيگري ها ساخته شدند و حتّي در عالي ترين