نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ٧١ - فصل اول نگرش كلي به تجربه هاي بيروني پيامبر صلّي الله عليه و آله در تكوين اسلام
بسيار مشابهت دارد ، اصلاً نويي ندارد و اگر هم دارد ، خيلي كم است . احكام جديد به زحمت به يك درصد مي رسد . نود و نه درصد آن همان احكام جاري ميان اعراب بوده است . [١]
مطابق اين مبنا ، احكام و قوانين اسلام مقطعي و تاريخي خواهد بود ؛ چرا كه متناسب با عرف جامعه ي عرب در عصر رسالت تشريع شده است و چون عرف زمان پيامبر بهترين عرف به شمار مي رود ، نمي توان آن را الگوي عرف پس از آن قرار داد و ، در نتيجه ، اصل اوّلي در احكام اسلامي ، موقّتي بودن آنهاست ، مگر آن كه دليلي قاطع خلاف آن را اثبات كند .
از آن جا كه عرف زمان پيامبر مبناي قانون گذاري و تشريع بوده است ، و از آن جا كه نمي توان عرف زمان آن حضرت را بهترين عرف دانست ، از اين رو ، احكام فقهي قطعاً موقت هستند ، مگر اين كه خلافش ثابت شود . تمام احكام فقهي موقّتي اند و متعلّق به جامعه ي پيامبر و جوامعي شبيه به آن جامعه هستند ، مگر اين كه خلافش ثابت شود ، به طوري كه ما دليل قطعي داشته باشيم كه براي هميشه وضع شده اند و نه براي شرايط ويژه .
البته ، من مي دانم كه رأي عموم فقها برخلاف اين است ؛ يعني آنان معتقدند كه همه ي اين احكام ابدي است ، مگر اين كه خلافش ثابت شود ؛ اما اگر تحليل بنده درست باشد ، لاجرم بايد لوازم و نتايج آن را پذيرفت . [٢]
در اين جا اين پرسش مطرح شده است كه مسلمانان مكلّف شده اند كه از پيامبر صلّي الله عليه و آله پيروي كنند و تابع اقوال و افعال او باشند ، هرگاه احكام اسلامي را موقّتي بدانيم ، لزوم پيروي از پيامبر صلّي الله عليه و آله چه معنايي خواهد داشت ؟ آقاي سروش در پاسخ اين پرسش گفته است :
ارزش افعال پيامبر صلّي الله عليه و آله ، ارزشي مدلي – الگوي است ، نه ارزش امري كه در
[١] همان ، ص ٦٩ .
[٢] همان ، ص ٧٢ .