نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ٢٦ - وحي خاص و عام
ابتداي خلقت شروع شده است ؛ چون وحي عام تمام موجودات را فرا مي گيرد و اختصاص به انسان ها يا فرشتگان ندارد ؛ جمادات و نباتات و آسمان ها و زمين و كلّ ما سوي الله ، وحي الهي است . آيه ي ( وَ أوحي رَبّكَ إِلَي النَّحلِ ) ، [١] وحي حيواني را بيان مي كند ؛ يعني وحي به موجودات زنده ، مانند زنبور عسل ؛ و آيه ي ( وَ أوحي فِي كُلِّ سَماءٍ أمرَها ) [٢] بيانگر وحي به آسمان هاست كه مي توان گفت همه ي موجودات طبيعي را شامل مي شود ؛ درباره ي انسان هم مي فرمايد : ( وَ نَفسٍ وَ ما سَوّاها [٧] فَألهَمَها فُجُورَها وَ تَقواها ) . [٣] پس ما يك وحي عام داريم كه از ابتداي آفرينش شروع شده ، يعني اسراري از مقام ربوبي به عالم فعل تجلّي كرده است . معناي مشترك وحي اين است كه ارتباطي بين اين عالم با ماوراي طبيعت برقرار است ، اين معنا بر همه ي موجودات منطبق است ، لذا قرآن كريم همه ي موجودات را كلمات خدا مي داند ، همان گونه كه درباره ي وحي نبوّت مي فرمايد : ( وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أن يُكَلِّمَهُ اللهُ إِلاّ وَحياً ) . [٤] در مورد همه ي موجودات هم مي فرمايد : ( قُل لَو كانَ البَحرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ البَحرُ قَبلَ أن تَنفَدَ كَلِماتُ رَبِّي ) [٥] .
اما وحي خاص ، وحي به انسان است ( مكلّفان ) و بر دو قسم است :
١ . وحي مربوط به بشر در حوزه ي شريعت ، كه مقوله اش مقوله ي بايدها و نبايدها و اوامر و نواهي است ؛
٢ . وحي مربوط به بشر در غير حوزه ي شريعت .
وحي مربوط به شريعت ، از آنِ انبياست و غير انبيا در آن سهم ندارند ، امّا از نوع دوم وحي خاص ، اوليا هم بهره مي گيرند كه اين همان الهام است .
بر اساس آنچه گفته شد ، وحي سه گونه است : وحي مربوط به تمام موجودات ماسوي الله ( وحي عام ) ، وحي مربوط به مكلّفان اعم از پيامبران و ديگران ( وحي
[١] سوره ي نحل ( ١٦ ) ، آيه ي ٦٨ .
[٢] سوره ي فصلت ( ٤١ ) ، آيه ي ١٢ .
[٣] سوره ي شمس ( ٩١ ) ، آيه ي ٧ – ٨ .
[٤] سوره ي شوري ( ٤٢ ) ، آيه ي ٥١ .
[٥] سوره ي كهف ( ١٨ ) ، آيه ي ١٠٩ .