نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ٣٤ - شناخت پيامبر از طريق تجربه هاي عرفاني
عرفاني است ، نه تبعيت از اوامر و نواهي شرعي . پيروي از اوامر و نواهي شرعي ، دين داريِ فقيهانه ، و بهره مندي از تجربه هاي عرفاني دين داري عارفانه است و دومي بر اولي رجحان دارد .
ما با داشتن اذواق و تجربه هاي پيامبرانه يا تميز انديشه هاي فوق عقلي مي توانيم تشخيص دهيم كه چه كسي پيامبر است . اما تجربه هاي پيامبرانه از چه نوع اند ؟ پايين ترين مراتب تجربه هاي ديني « رؤياهاي صالح » است و مراتب بالاتر ، اذواق و مواجيد و مكاشفات عارفانه . از اين طريق يقين به نبوّت را طلب كن ، نه از اژدها كردن عصا و شكافتن ماه ؛ چون اين راه ها اگر قراين ديگري به آنها افزوده نشود ، ممكن است از جنس سحر و تخيل جلوه كند . [١] كسي به حقيقت مقتدي به پيامبر است كه شريك اذواق و مواجيد او باشد يا به طفيل او ذوق كند . اين اقتدا و تبعيت ، البته از آنِ دين داري عارفانه است ، نه دين داري فقيهانه كه فقط در رعايت اوامر و نواهي خلاصه مي شود . [٢]
در اين فصل به ارزيابي دو مطلب مزبور مي پردازيم :
شناخت پيامبر از طريق تجربه هاي عرفاني
به اعتقاد ما اگر كسي ادعاي نبوّت كند ، براي تشخيص راست گويي يا دروغ گويي او نمي توان از تجربه هاي عرفاني مدد گرفت . بهترين راه همان است كه متكلمان گفته اند ؛ يعني آوردن معجزه . اين روش در قرآن كريم و احاديث اسلامي نيز به صورت برجسته مطرح شده است . دلايل سه گانه ي ذيل گوياي ناكارآمدي تجربه هاي عرفاني براي تشخيص راست گويي يا دروغ گويي مدعي نبوّت است :
اولاً : تجربه ي عرفاني هر عارفي ، به خود او اختصاص دارد ، تجربه ي وحياني پيامبر نيز به خود او اختصاص دارد . چگونه ممكن است فردي كه خود داراي چنين تجربه اي است ، به وجود همانند آن تجربه يا كامل تر يا ناقص تر از آن در وجود شخص ديگر
[١] بسط تجربه نبوي ، ص ٧ .
[٢] همان ، ص ٩ .