نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ١٠ - فصل دوم وحي و تجربه ديني
مطابق اين ديدگاه ، تجربه ي ديني فاقد هر گونه جنبه ي معرفتي است ؛ حال آن كه وحي مشتمل بر معرفت است ؛ در وحي معارف و احكام بسياري براي پيامبر معلوم مي گردد ، و هر چند برخي از آنها از طريق عقل و فطرت قابل درك و فهم اند ، بسياري از آنها از طريق عقل و فطرت و نيز حس و تجربه قابل شناخت نيستند .
٢ . برخي از صاحب نظران ، مانند ويليام آلستون [١] براي تجربه ي ديني بعد معرفتي قايل شده و آن را از قبيل ادراك حسي دانسته اند . از نظر آنان همان گونه كه ادراكات حسي شالوده ي معرفت علمي اند ، تجربه ي ديني نيز شالوده ي معرفت ديني بشر به شمار مي رود ؛ يعني همان گونه كه در معرفت علمي ، با بهره گيري از روش تجربه ، از داده هاي حسي به قضاياي علمي راه مي بريم ، در معرفت ديني نيز ، با بهره گيري از روش هاي فكري ، يعني اندوخته هاي ذهني اي كه از محيط زندگي و فرهنگ و جامعه به دست مي آوريم ، از آنچه از طريق تجربه ي ديني يافته ايم به آموزه ها و احكام ديني رهنمون مي گرديم . [٢]
بديهي است ، اگر آموزه ها و احكام ديني از طريق تجربه ي ديني به دست آيند ، مصون از خطا نخواهند بود ؛ در حالي كه وحي از هر گونه خطايي مصون است . خطاناپذيري وحي علاوه بر اين كه مقتضاي قواعد روشن و استوار عقلي است ، در قرآن كريم نيز آشكارا بيان شده است ؛ چنان كه مي فرمايد :
( عالِمُ الغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلي غَيبِهِ أحَداً [٢٦] إلاّ مَنِ ارْتَضي مِن رَسُولٍ فَإنّهُ يَسلُكُ مِن بَينِ يَدَيهِ وَ مِن خَلفِهِ رَصَداً [٢٧] لِيَعلَمَ أن قَد أبلَغُوا رِسالاتِ رَبّهم وَ أحاطَ بِما لَدَيهِمْ وَ أحصي كُلَّ شَي ءٍ عَدَداً ) ؛ [٣] خداوند داناي غيب است و كسي را بر غيب خود آگاه نمي سازد ، مگر فردي چون پيامبر كه او را برگزيده است ؛ در اين صورت ، او را از پيش و پس تحت مراقبت كامل قرار مي دهد تا بداند كه آنان
[١] William Alston ( متولد ١٩٢١ م ) ، فيلسوف دين مسيحي .
[٢] عقل و اعتقاد ديني ، ص ٤٤ .
[٣] سوره ي جن ( ٧٢ ) ، آيه ي ٢٦ – ٢٨ .