نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ٧٢ - فصل اول نگرش كلي به تجربه هاي بيروني پيامبر صلّي الله عليه و آله در تكوين اسلام
طول زمان به نحو يكنواختي ثابت بماند . از فعل پيامبر بايد الگوبرداري كرد ، نه به اين معنا كه طابق النّعل بالنّعل به آنها عمل كرد ، هر كس در دوران خودش بايد دقّت كند كه به چه صورتي بايست اين كليّات را روي جامعه ي خودش پياده كند . البته من قبول دارم كه فقهاي ما معمولاً به اين صورت فكر نمي كنند ، اين طور عمل نمي كنند و اين طور فتوا نمي دهند . [١]
پرسش ديگري كه در اين باره مطرح شده اين است كه شريعت اسلام شريعتي است جاودانه و احكام اسلامي همگاني و هميشگي اند ، با اين وصف ، چگونه مي توان گفت : اصل اوّلي در قوانين اسلامي اين است كه موقّتي اند ، مگر آن كه دليلي برخلاف آن اقامه شود ؟
آقاي سروش در پاسخ اين پرسش مسئله ي گوهر و صدف دين را پيش كشيده ، و يادآور شده است كه آنچه ثابت و هميشگي است روح و گوهر اسلام و به عبارتي ، پيام هاي اصلي آن است و آنچه تغيير مي كند صدف و قالب هاي آن ، يعني احكام اسلامي است .
آنچه كه گوهر دين پيامبر را تشكيل مي داد و رسالت او را مشخص مي كرد همان پيام هاي اوّليه اي بود كه ايشان براي قوم خويش آورده بود . پيغمبر در درجه ي اول يك جهان بيني تازه آورد ، آن گاه دور آن جهان بيني ، اخلاق و حقوق را تنيد ؛ يعني دين يك ساختمان سه طبقه يا يك مجموعه ي سه لايه بود . در آيات مكّي كه ابتدائاً بر پيامبر نازل شده است ، تأكيد عمده روي توحيد و معاد است و در كنار آن توصيه هاي اخلاقي هم وجود دارد . احكام ، بيروني ترين لايه ي دين است كه در نهايت بر دين افزوده شده است . اصلي ترين پيام پيامبر ، عبادت خدا بود . [٢]
آموزه هاي اساسي پيامبر در حيطه هاي اعتقادات و اخلاق و حقوق است ؛ كم ترين آموزه ها ، احكام فقهي است كه عَرَضي ترين بخش دين را تشكيل
[١] همان ، ص ٧٤ .
[٢] همان ، ص ٧٣ .