نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ٣٩ - بسط شريعت پس از پيامبر صلّي الله عليه و آله
رعايت ظواهر ديني ، دوم روش بحث عقلي ، و سوم طريقه ي تصفيه و تهذيب نفس . هر يك از اين روش ها را گروهي از مسلمانان برگزيده اند و ميان آنان نزاع هايي نيز درگرفته است و - چنان كه يادآور شديم - از ديدگاه كتاب و سنت همه ي اين راه ها حق و مكمل يكديگرند .
معظّم له آن گاه از عده اي از متفكران اسلامي ياد كرده است كه كوشيده اند ميان روش هاي سه گانه مزبور جمع كرده و اختلافات را برطرف سازند .
عده اي چون ابونصر فارابي و شيخ سهروردي و صائن الدين محمد تركه ، فلسفه و عرفان را در نظامي يكپارچه جاي دادند ، و افرادي چون قاضي سعيد قمي و ديگران هماهنگي ظواهر ديني و فلسفه را تبيين كردند ، و كساني نيز چون ابن سينا و صدر المتألهين شيرازي به بيان هماهنگي همه ي روش هاي سه گانه ي مزبور همت گماردند . [١]
كوتاه سخن آن كه ، در اين باره روش هاي يك جانبه گرايانه ، خواه ظاهر گرايانه باشد يا باطن گرايانه يا عقل گرايانه ، روش هايي ناقص اند و با جامعيت شريعت اسلام سازگاري ندارند . روش درست ، روش كل نگرانه و جامع انديشانه است ، روشي كه در روزگار معاصر در انديشه ، گفتار و كردار بزرگاني چون امام خميني ، علامه طباطبايي و استاد مطهري جلوه گر شده است .
بسط شريعت پس از پيامبر صلّي الله عليه و آله
نتيجه ي ديگري كه نويسنده ي بسط تجربه نبوي بر « تفسير وحي نبوّت به تجربه ي ديني و عرفاني » مترتب كرده ، « بسط و تكامل شريعت پس از پيامبر اكرم صلّي الله عليه و اله » است .
تجربه ي هر يك از عارفان كه در ظلّ پيامبر صلّي الله عليه و آله راه مي سپردند و بر سر خوان آن خوان سالار طريقت مي نشينند ، بر غناي تجربه هاي ديني ما مي افزايد . . . تجربه ي باطني و عارفانه ي مولوي و غزالي و شبستري و سيد حيدر آملي و
[١] الميزان ، ج ٥ ، ص ٢٨٢ – ٢٨٣ .