نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ١٣٤ - حاصل كلام
مصلحان ديگر ، مقصود اين نيست كه طابق النعل بالنعل از رفتار او نسخه برداري شود . اصولاً نمي توان عين رفتار ديگران را تكرار كرد ، بلكه بايد رفتار او را در خود ترجمه كرد . معناي اين كار اجتهاد ورزيدن در دين است ؛ يعني انسان گذشته را فعّال و زنده كند ، نه اين كه از كسي به صورت كامل نسخه برداري كند .
٢ . پيروي از پيامبر صلّي الله عليه و آله مربوط به گوهر دين است و گوهر دين عبارت است از : پيام هاي نخستين كه مربوط به دوران مكّي رسالت اوست ؛ يعني جهان بيني ، اخلاق و حقوق . اين آموزه ها ذاتيات دين را تشكيل مي دهند ، امّا احكام فقهي كه مربوط به دوران مدني رسالت پيامبرند ، عرضي ترين و تاريخي ترين لايه ي منظومه ي ديني به شمار مي روند .
٣ . مقصود از ذاتي و عرضي بودن آموزه هاي ديني مقطعي و غير مقطعي يا زماني و مكاني بودن آنها نيست ؛ مقصود اين است كه پيام هاي اصلي دين جامه ي فرهنگ و مقتضيات عصر پيامبر را به تن كرده اند و در اين جهت فرقي ميان ذاتيات و عرضيات دين نيست ؛ يعني مطلب ياد شده هم آموزه هاي اعتقادي و اخلاقي را شامل مي شود و هم آموزه ها و احكام فقهي دين را . انسان هاي دوران بعد بايد اين پوشش ها را از تن پيام هاي اصلي دين درآورند و پوشش فرهنگ و زمانه ي خود را به گوهر دين بپوشانند ؛ به عبارت ديگر ، با آموزه هاي دين در همه ي زمينه ها برخورد اسطوره اي كنند .
٤ . پيروي از پيامبر صلّي الله عليه و آله در مورد عبادات به گونه اي است و در مورد احكام اجتماعي به گونه اي ديگر ؛ در عبادات بايد از عين تجربه ي پيامبر پيروي شود و در احكام اجتماعي بايد از الگوي رفتار پيامبر پيروي شود . معناي اين سخن اين است كه آنچه پيش از اين درباره ي ترجمه ي فرهنگي آموزه هاي دين گفته شد به احكام اجتماعي اسلام اختصاص دارد و شامل احكام عبادي اسلامي نمي شود .