نقد نظريه بسط تجربه نبوي
(١)
فصل اول تجربه هاي دروني پيامبر در نگاهي كلي
٣ ص
(٢)
خلاصه ي نظريه
٧ ص
(٣)
فصل دوم وحي و تجربه ديني
٩ ص
(٤)
فرشته ي وحي
١٤ ص
(٥)
تلاش هاي بي فرجام
١٥ ص
(٦)
فصل سوم وحي و مكاشفه هاي عرفاني
١٩ ص
(٧)
تحليل و نقد
٢٢ ص
(٨)
مكاشفه و مشاهده ي عرفاني
٢٣ ص
(٩)
وحدت سنخي يا وحدت در مرتبه ؟
٢٤ ص
(١٠)
وحي خاص و عام
٢٥ ص
(١١)
نسبت وحي و الهام
٢٧ ص
(١٢)
وحي شريعت اكتسبابي نيست
٢٨ ص
(١٣)
حاصل بحث
٣٠ ص
(١٤)
نتيجه گيري
٣٢ ص
(١٥)
ارزيابي نتايج
٣٣ ص
(١٦)
شناخت پيامبر از طريق تجربه هاي عرفاني
٣٤ ص
(١٧)
دين داري عارفانه و فقيهانه
٣٦ ص
(١٨)
بسط شريعت پس از پيامبر صلّي الله عليه و آله
٣٩ ص
(١٩)
آيا « حسبنا معراج النبي » درست است ؟
٤٢ ص
(٢٠)
فصل چهارم تكامل شخصيت نبوي و بسط شريعت
٤٥ ص
(٢١)
تكامل و بسط شخصيت نبوي
٥٠ ص
(٢٢)
نقد دلايل آقاي سروش
٥٤ ص
(٢٣)
پيامبر و جبرييل
٦٠ ص
(٢٤)
نقد
٦١ ص
(٢٥)
مقدمه
٦٦ ص
(٢٦)
فصل اول نگرش كلي به تجربه هاي بيروني پيامبر صلّي الله عليه و آله در تكوين اسلام
٦٧ ص
(٢٧)
خلاصه ي نظريه
٧٤ ص
(٢٨)
فصل دوم طرح پيشين اسلام در علم الهي
٧٧ ص
(٢٩)
برهان عقلي علم پيشين الهي
٧٧ ص
(٣٠)
قرآن كريم و علم ازلي خداوند
٧٩ ص
(٣١)
علم پيشين الهي در احاديث اهل بيت عليهم السّلام
٨٠ ص
(٣٢)
وجود پيشين قرآن كريم در عالم ربوبي
٨٢ ص
(٣٣)
1 قرآن در كتاب مكنون
٨٢ ص
(٣٤)
2 قرآن در لوح محفوظ
٨٢ ص
(٣٥)
3 قرآن در ام الكتاب
٨٣ ص
(٣٦)
سرچشمه ي نزول
٨٤ ص
(٣٧)
تعليم الهي
٨٥ ص
(٣٨)
فصل سوم شارع چه كسي است ؟
٨٩ ص
(٣٩)
شئون و مسئوليت هاي پيامبر صلّي الله عليه و آله
٩٢ ص
(٤٠)
ولايت تشريعي و تدبيري
٩٥ ص
(٤١)
تحقيقي از علامه مجلسي
٩٨ ص
(٤٢)
فصل چهارم مبنا و معيار تشريع و جايگاه عرف
١٠١ ص
(٤٣)
فلسفه ي تشريع
١٠٢ ص
(٤٤)
قلمرو شريعت
١٠٣ ص
(٤٥)
مبنا و ملاك تشريع الهي
١٠٥ ص
(٤٦)
عرف و تشريع
١٠٦ ص
(٤٧)
تقش عقل و وحي در تشريع
١٠٨ ص
(٤٨)
احكام تأسيسي و امضايي
١١٢ ص
(٤٩)
فصل پنجم جاودانگي شريعت و احكام اسلامي
١١٣ ص
(٥٠)
مبناي تشريع فطرت است نه عرف
١١٣ ص
(٥١)
دلايل جهان شمولي و جاودانگي اسلام
١١٤ ص
(٥٢)
توجيهي بي اساس
١١٧ ص
(٥٣)
مرز زمان يا شرط حكم ؟
١١٩ ص
(٥٤)
فصل ششم فرضيّه ي احكام تحميلي در اسلام
١٢١ ص
(٥٥)
اسلام و بردگي
١٢٢ ص
(٥٦)
ديدگاه استاد مطهري
١٢٥ ص
(٥٧)
قياس مع الفارق
١٢٨ ص
(٥٨)
فصل هفتم منطق پيروي از پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله
١٣١ ص
(٥٩)
حاصل كلام
١٣٣ ص
(٦٠)
ارزيابي و نقد
١٣٥ ص
(٦١)
ناسازگاري هاي دروني
١٣٥ ص
(٦٢)
منطق پيروي از شريعت اسلام
١٣٧ ص
(٦٣)
مصلحت هاي پنهان در احكام ديني
١٤٢ ص
(٦٤)
احكام ديني و آزمون بشري
١٤٤ ص
(٦٥)
فصل هشتم آموزه هاي ديني و زبان اسطور ه اي
١٤٧ ص
(٦٦)
منابع
١٥٣ ص

نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ١٠٦ - عرف و تشريع

عرف و تشريع

بنابر آنچه گفته شد ، هرگز نمي توان عرف را مبنا و ملاك تشريع دانست و گفت : شريعت با مقياس عرف سنجيده مي شود و بر اين اساس ، نقش اصلي احكام شرعي امضاي عرف بوده است و حداكثر كاري كه پيامبران در حوزه ي احكام اجتماعي كرده اند اين بوده كه جور زمانه را به عدل زمانه بازگردانند ! ! آري ، بي ترديد هميشه و همه جا در ميان جوامع بشري عقايد ، مناسك ، احكام و اعمال درست هم وجود دارد و قطعاً پيامبران الهي نيز جز خواهان حق و فضيلت و عدالت نبوده و بر اين عقايد و احكام صحه گذاشته اند ؛ سخن در اين است كه رد يا تأييد آنان تابع عرف نبوده ، بلكه تابع حقيقت بوده است كه با مقياس فطرت و سعادت آدمي سنجيده مي شود ، نه با مقياس تمايلات غريزي انسان يا خواست اكثريت يا اقليت افراد جامعه .

البته ، عرف در فهم مفاهيم و موضوعات نقش كليدي دارد ، اما سخن ما درباره ي شناخت احكام شريعت است نه در تبيين مفاهيم يا تشخيص موضوعات . در اين دو مورد – چنان كه گفته شد – عرف نقش كليدي ايفا مي كند ؛ مثلاً در شريعت اسلام بيع و اجاره دو معامله ي شرعي شناخته شده اند و براي اين دو شرايط و قيودي نيز مقرر گرديده است . اكنون اگر در شرط بودن يا مانع بودن چيزي در تحقق عنوان بيع يا اجاره شك شود اين عرف است كه مي تواند راه گشا باشد ؛ زيرا اگر غير از آن چه در عرف رايج است ، شرط يا قيدي معتبر بود ، شارع آن را بيان مي كرد .

مقدس اردبيلي در اين باره گفته است :

آنچه وضع خاص شرعي ندارد ، راه شناخت آن عرف است ؛ زيرا عادت بر اين استقرار يافته است كه با افراد مطابق عرف آنان عمل مي شود . [١]

مؤلف مفتاح الكرامة گفته است :

از قواعد مورد قبول نزد فقها به دست مي آيد كه آنان الفاظي را كه در روايت وارد شده است بر عرف رايج در آن زمان حمل كرده اند ؛ بنابراين هرگاه عرف


[١] مجمع الفائدة و البرهان ، ج ٨ ، ص ٣٠٤ ؛ طبقات الفقهاء ، المقدمه ، ج ، ص ١٨٦ .