اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٤٣ - آيا دو ركن ثبوت حقيقت شرعيّه، تحقّق دارند؟
عبادات- با همين عنوان عباديشان- داراى سابقه و ريشهاى در شرايع گذشته مىباشند. سؤال: چرا نتوانيم نقل اين الفاظ را به معانى جديد، به شرايع سابقه نسبت دهيم؟ چرا نگوييم: «مسأله نقل، در زمان حضرت ابراهيم عليه السلام تحقّق پيدا كرده است»؟ جواب: اوّلًا: اين مطلب نه در تاريخ انبياء ضبط شده و نه در روايات ائمه عليه السلام مطرح شده است. ثانياً: اگر چنين چيزى ثابت شود، بحث از حقيقت شرعيه بىفايده خواهد بود زيرا در اين صورت، استعمالاتى كه در كلام حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله واقع شده، بايد بر همان معانى ثابتشده در شرايع قبلى حمل شود و محلّ ترديدى براى ما پيش نمىآيد كه بخواهيم در ارتباط با آن از مسئله حقيقت شرعيه كمك بجوييم، گرچه روى همين معناى معروف و مشهور هم، ثمرهاى بر بحث حقيقت شرعيه مترتب نيست. نكته سوّم: آيا چه شرايطى، اقتضا مىكند كه وضع جديدى تحقّق پيدا كند؟ پيداست كه اگر يك مذهب جديدى- كه داراى اصطلاحات خاصى است- محقّق شود و الفاظ را در رابطه با معانى مورد نظر خود استعمال كند، موقعيت اصطلاح جديد و وضع، زمانى است كه اين مذهب طرفدارانى پيدا كرده باشد و احساس شود كه پيروان، به استعمال اين الفاظ نياز دارند و رهبر يك چنين مذهبى احساس كند نياز خودش را به اينكه اين الفاظ را براى پيروان خودش استعمال كند. از طرفى ما در بحثهاى گذشته گفتيم: غرض از وضع، اين است كه واضع مىبيند تفهيم و تفهّم معانى در بين مردم، امرى اجتنابناپذير است و اشاره عمليه نمىتواند اين نياز را تأمين كند. بههمينجهت مجبور است از راه قول و وضع الفاظ، اين هدف را تأمين كند. در وضع جديد- كه ما از آن به حقيقت شرعيه تعبير مىكنيم- نيز بايد اين غرض لحاظ شود و اين غرض را در زمانى مىتوان لحاظ كرد كه اسلام، طرفدارانى پيدا كرده باشد كه آنان احساس كنند به يك چنين چيزى نياز دارند زيرا مىخواهند الفاظ صلاة و صوم و ... را بهطور مداوم مورد استفاده قرار دهند.